تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٦ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٦٠ تا ٧٣
كفار كه اى پروردگار ما إِنَّا أَطَعْنا بدرستى كه ما فرمان برديم سادَتَنا مهتران قبايل خود را وَ كُبَراءَنا و بزرگان و پيشوايان خود را فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا پس گمراه كردند ما را يعنى بافسون و افسانه ما را فريب دادند و در نظر ما تزيين باطل نمودند و از راه حق و طريق رشاد بيرون بردند بدانكه الف از براى اطلاق صوتست بجهت رعايت فواصل آيات و فايده اين رعايت وقفست و دلالت بر انقطاع كلام و مشعر بر استيناف ما بعد از مقاتل مرويست كه مراد بسادة و كبرا مطعمانند در غزوه بدر و طاوس گفته كه علما و احبار اهل كفرند و اوجه آنست كه مراد جميع قاده كفر و ائمه ضلالند كه اتباع خود را بر كفر راسخ ساختند و بعذاب الهى گرفتار گردانيدند و بجهت اين اتباع ايشان در روز قيامت گويند رَبَّنا اى پروردگار ما آتِهِمْ بده ايشان را ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ دو برابر از عذابى كه بما دادهاى زيرا كه هم ضال بودهاند و هم مضل وَ الْعَنْهُمْ و لعنت كن و بران ايشان را از رحمت خود لَعْناً كَبِيراً لعنتى و راندنى بزرگ يعنى لعنتى كه اشد لعن و اعظم آن باشد مراد آنست كه ايشان را لعنى كن كه هرگز آنها را از آن رجوع نباشد و دائم الابد بآن گرفتار باشند بعد از آن بجماعتى كه مظهر ايمان بودند و در خفيه انواع مكر ميكردند تا اذيتى بر پيغمبر رسانند خطاب مىكند كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه گرويدهايد بحسب ظاهر لا تَكُونُوا مباشيد كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى مانند آنان كه رنجانيدند موسى را يعنى محمد را كه پيغمبر منست مرنجانيد چنان كه بنى اسرائيل موسى را رنجانيدند بآنكه او را بزنا نسبت مىدادند چنان كه در قصه قارون گذشت فَبَرَّأَهُ اللَّهُ پس پاك گردانيد او را خداى تعالى مِمَّا قالُوا از آنچه گفتند به اين وجه كه آن زنى را كه رشوه داده بودند تا در حق موسى افترا كند بپاكى وى اعتراف نمود و سعيد بن جبير از عبد اللَّه عباس روايت كرده كه امير المؤمنين (ع) فرمود كه وقتى كه موسى با هارون بكوه طور رفتند و هارون آنجا وفات يافت گفتند بموسى كه تو بر وى حسد بردى و او را كشتى حقتعالى وى را امر كرد تا او را از قبر بيرون آورده ميان قوم نهادند تا معلوم ايشان شد كه غير مقتولست و خدا او را زنده گردانيد تا ببراءت ذمه برادر اقرار كرد و گفت ما قتلنى اخى و انما مت حتف انفى برادر مرا نكشته بلكه بموت خود فوت شدم پس فرشتگان او را در جايى دفن كردند كه كسى بر آن مطلع نشد و از ابو هريره مرويست كه موسى بجهة كثرة حيا نزد مردمان هرگز برهنه نشدى و بجهة اين ميگفتند كه وى عيبى دارد كه تنها غسل ميكند روزى جامه بر سنگى