تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٢ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٦٠ تا ٧٣
بهمت خود برداشت و فوق طاقت او بود گفتند ظلم كردى بر نفس خود ندانستى كه بار گرانست جواب داد كه از غير حق جاهل بودم آوازه ظلومى و جهولى او در عالم افتاد و عالميان از سر اين غافل و در لوامع آورده كه عشق در عالم بشريتست نه در مملكت و ملكيت چه ايشان سايه پرور لطف و عصمت اند و مرد سايه پرورد و محب بىدرد را قدر و قيمتى نباشد و عشق در خور طايفه ايست كه صفت أ تجعل فيها سرمايه بازار ايشان و سمت إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا پيرايه روزگار ايشانست آفتاب امانت كه از برج عرض الوهيت بتافت آسمان گفت مرا صفت رفعت ثابت است زمين فرياد بر كشيد كه مرا نعت بسطت واقعست صدا از كوه برآمد كه مرا ثبات قدم حاصلست ما تحمل اين بار نداريم مبادا كه بجهة تقصير در امانت دارى آفتى بما باز خورد و اين صفات را از ما باز ستانند آدم خاكى گفت كه چه چيز دارم كه از من باز ستانند مردانه پيش آمد و بارى كه هياكل افلاك نكشيدند بر دوش نياز گرفته نعره هَلْ مِنْ مَزِيدٍ آغاز كرد از جانب الهى خطاب رسيد كه اى خاك دلير اينهمه قوت و جرات از كجا آورده زبانحال او جواب داد كه بار گران بمدد يار مهربان توان كشيد بدين مضمون بيت آن بار كه از بردن آن عرش ابا كرد با قوت او حامل آن بار توان شد و ايضا قال بعض العرفاء بيت. دل نادان من امانت عشق هم به پشتى آن كرم برداشت القصه خلعت حمل امانت جرير قامة با استقامت انسان كه منشور إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً بر نام او نوشتهاند راست نيامد چون كارى بدين عظمت و مهمى بدين ابهت نامزد او شد بجهت دفع چشم زخم حسودان شياطين كه دشمنان ديرينهاند سپند إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا بر آتش غيرت افكندند (ع) تا كور شود هر آنكه نتواند ديد و اللَّه اعلم و احكم بعد از آن تعليل حمل اين امانت ميكند بقوله لِيُعَذِّبَ اللَّهُ يعنى عرض امانت كرديم بر آدميان و ايشان حامل آن شدند تا عذاب كند خداى الْمُنافِقِينَ مردان منافق را وَ الْمُنافِقاتِ و زنان منافقه را بتضييع امانت وَ الْمُشْرِكِينَ و مردان شرك آرنده وَ الْمُشْرِكاتِ و زنان مشركه را بخيانت در آن امانت از حسن مرويست كه (هما الذان حمل ها و ظلما و جهلا) اين دو طايفه اند كه حامل امانتند و ظالم و جاهل وَ يَتُوبَ اللَّهُ و تا رجوع كند خداى برحمت يعنى ارسال رحمة شامله خود نمايد عَلَى الْمُؤْمِنِينَ بر همه مردان ايمان آورنده وَ الْمُؤْمِناتِ و بر زنان گرونده بجهت حفظ امانت وَ كانَ اللَّهُ و هست خداى غَفُوراً آمرزنده تا بيان و حافظان امانت و مؤديان آن رَحِيماً مهربان بر ايشان در رسانيدن فوز عظيم بايشان در انوار گفته كه لام در ليعذب تعليل حمل است بر طريق مجاز زيرا كه تعذيب نتيجه حمل امانتست هم چنان كه تاديب در ضربته للتاديب نتيجه