تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٢ - سوره القصص(٢٨) آيات ٨٠ تا ٨٨
كانه قال و ما القى اليك الكتاب الا رحمة يعنى نفرستاديم بتو اين كتاب را مگر بجهة رحمت و نعمت از جانب پروردگار تو و چون چنين است فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً پس مباش هم پشت و يارى دهنده لِلْكافِرِينَ مر ناگرويدگان را كه مدارا و مداهنه كنى بايشان و تحمل نمايى از قول و فعل شنيع ايشان و اجابت ملتمسات ايشان كنى وَ لا يَصُدُّنَّكَ و بايد كه كافران باز ندارند ترا عَنْ آياتِ اللَّهِ از خواندن آيتهاى خداى عز و جل و عمل كردن بآن بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ بعد از زمانى كه آن آيات فرمود آمده شده است بتو وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ و بخوان بسوى عبادت و پرستش پروردگار خود و توحيد او وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ و مباش از جمله شرك آورندگان بمساعدت ايشان وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ و مخوان با خداى تعالى إِلهاً آخَرَ خداى ديگر را اينكلام و ما قبل آن از براى تهيجست و قطع طمع مشركان از مساعدت آن حضرت ايشان را و از موافقت وى با ايشان و يا ظاهر خطاب با حضرتست و اما مراد امت ويند و بنا بر اين نيز فايده خطاب تهيج و قطع طمع مشركانست لا إِلهَ إِلَّا هُوَ نيست هيچ خدايى سزاوار پرستش كردن و خواندن مكر او كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ همه چيز فانيست و نيست شونده إِلَّا وَجْهَهُ مگر ذات او سبحانه چه ما عداى او ممكنست و فى حد ذاته هالك و معدوم و يا آنكه همه عملها باطل است مگر عملى كه بجهة وجه اللَّه و طلبا لمرضات اللَّه باشد و تعبير از ذات به وجه در كلام عرب شايعست و از امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه
كل شيء هالك الا دينه و ما اريد به وجهه
از شهر ابن حوشب روايتست كه روز قيامت اعمال خلايق را بر خداى عرض كنند خطاب رسد كه آنچه براى من كردهاند جدا كنيد و ما بقى را در دوزخ افكنيد و نابود سازيد و ابن كيسان تفسير وجه به ملك كردهاى كل شيئى هالك الا ملكه لَهُ الْحُكْمُ مر او راست فرمانروايى و قضاى نافذ در جميع مخلوقات چه اگر حكم عقليست بتقرير او است در عقول و اگر شرعيست بانزال ويست برسول فمن اين للناس القياس و يا در آخرت حكم و فرمان مخصوص باو خواهد بود وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ و بسوى او يعنى بمحشر باز گرديده خواهيد شد براى مكافات و مجازات حسنات و سيئات و نزد محققان آنست كه چون موجود حقيقى نيست مگر حق سبحانه پس ما سواى او فانى باشند از روى حقيقة و حكم و فرمان مخصوص باو و در شرح عوارف مذكور است كه هالك گفت و نگفت يهلك تا معلوم شود كه وجود همه اشياء ممكنه در جنب وجود او امروز همه هالكست و احاله مشاهده اين حالت