تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٨ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ١ تا ٩
الوهبة آن دانشى تعبير فرموده از نفى الوهيت بنفى علم بآن بجهت اشعار بآنكه آنچه بمعلوم نباشد صحت آن جايز نيست اتباع آن و اگر چه معلوم البطلان نباشد مراد آنست كه اگر مادر و پدر ترا تكليف كنند بآنكه انبازى بگير براى من چيزى را كه الوهيت آن ندانى و فى الواقع الوهيت جز مرا ثابت نيست فَلا تُطِعْهُما پس فرمان مبر ايشان را كه طاعت مخلوق در معصيت خالق روا نيست و حق مخلوق اگر چه عظيم باشد ساقط است در وقت مراعات حقتعالى و بنا بر تفسير اول كه آن امرنا الانسان بوالديه حسنا است ناچار است در شرطيه از اضمار قول اى قلنا ان جاهداك ايها الانسان لتشرك بى إِلَيَ بسوى مجازات من است مَرْجِعُكُمْ بازگشت شما از مؤمن و كافر و بار و عاق فَأُنَبِّئُكُمْ پس بياگاهانم شما را در آن وقت بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ بآنچه هستيد كه ميكنيد يعنى بجزا دادن و اين كلام متضمن دو چيز است يكى آن كه جزاى عمل شما بسوى منست پس بايد كه قصد جفاى والدين نكنيد و مرتكب عقوق ايشان نشويد ايذا و آزار و محروم كردن ايشان را از بر و احسان بجهت شرك ايشان هم چنان كه من منع روزى ايشان نمىكنم بجهة شرك دوم تحذير است از متابعت ايشان بر شرك و حث و تحريص بر ثبات و استقامة در دين بذكر مرجع و وعيد شهر بن حكيم از پدر خود روايت كرده و او از جد خود كه گفت از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدم كه يا رسول اللَّه من ابر با كه نيكويى كنيم فرمود كه امك بمادر خود گفتم بعد از آن فرمود كه امك گفتم ثم من فرمود
اباك ثم الاقرب فالاقرب
پس نيكويى كن بپدر خود بعد از آن بهر كه نزديكتر باشد بتو در خويشى انس از پيغمبر (ص) روايت كرده كه آن حضرت فرمود كه
الجنة تحت اقدام الامهات
بهشت در زير قدم مادرانست و در حديث قدسى آمده كه
من رضى عنه والده فانا عنه راض
هر كه پدر و مادر از او خوشنود باشد من از او خوشنودم و شبهه نيست كه اطاعت ايشان در چيزيست كه موافق امر الهى باشد نه نواهى او پس در ترك امور مفروضه اطاعة ايشان نبايد كرد بلكه تابع امر الهى بايد شد هم چنان كه آيه و ان جاهداك شاهد اينست وَ الَّذِينَ آمَنُوا و آنان كه ايمان آوردند بعد از كفر وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند كارهاى شايسته بعد از فساد لَنُدْخِلَنَّهُمْ هر آينه در آريم ايشان را فِي الصَّالِحِينَ در زمره شايستگان و در جمله ستودگان از انبيا و اوليا و شهدا و كمال در صلاح منتهاى درجات مؤمنين است و مستمناى انبياى مرسلين و لهذا صلاحيت متمناى جميع انبيا بوده و از حقتعالى استدعاى آن مينمودند هم چنان كه سليمان فرمود كه وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ و در حق ابراهيم فرمود كه وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و يا داخل سازيم ايشان را در مداخل صالحان كه روضه جنانست