تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٦ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ١ تا ٩
مسدان كقوله أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ و معنى اضراب در اينجا آنست كه اين حسبان ابطل از حسبان اولست زيرا كه آن حسبان در ترك امتحان ايمانست و اين حسبان در عدم مجازات بمساوى اعمال و لهذا در عقب اين حسبان ميفرمايد كه ساءَ ما يَحْكُمُونَ بد است آنچه حكم ميكنند كه آن مظنه فوت ايشانست از ما و عدم لحوق عذاب ما بايشان مخصوص بذم محذوفست و تقدير اينست كه بئس الذين يحكمونه حكمهم هذا او بئس حكما يحكمونه هذا در فتوحات مكيه مذكور است كه آيا ميپندارند گنه كاران كه به سيئات خود بر مغفرت و شمول رحمت من سبقت گيرند اين حكمى ناپسنديده است زيرا كه رحمة من سبقت گرفته است بر ذنوب ايشان كه موجب غضب باشد مَنْ كانَ يَرْجُوا هر كه باشد كه اميد دارد لِقاءَ اللَّهِ لقاى خداى را يعنى رسيدن بثواب او پس بايد كه مبادرت كند بطاعت و سعيد بن جبير و سدى بر آنند كه رجا بمعنى خوفست كما فى قول الشاعر (اذا لسعته النحل لم يرج لسعها كه مراد لم يخش لسعتها) است يعنى هر كه ميترسد از آنكه برسد بعقاب و جز او حساب در روز بعث پس بايد كه استغفار كند از معصية و كسب طاعت نمايد قبل از آمدن اجل فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ پس بدرستى كه مدتى كه خدا مقرر كرده براى لقاى ثواب و عقاب لَآتٍ هر آينه آينده است و هر گاه كه وقت لقا لا محاله آينده باشد پس هر آينه لقاى ثواب و عقاب او كاين و ثابت باشد و چون چنين است پس واجب باشد مبادرت بآنچه محقق امل و مصدق ارجاى و مستوجب قرب و رضا باشد وَ هُوَ السَّمِيعُ و او است شنواى مر اقوال عباد را الْعَلِيمُ دانا بعقايد و افعال ايشان در كشاف آورده كه آيه بر سبيل تمثيل حال راجى لقا است بحال عبدى كه بعد از زمان مديد و عهد بعيد نزد سيد خود رود در حالى كه سيد مطلع بوده باشد بر احوال او پس با ملاقات او بسيد بر وجه بشر و رضاى سيد خواهد بود از افعال او و يا از روى سخط و غضب او مر اعمال او را و چون مراد از شرط و جواب مذكور اينست كه مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لات زيرا كه اجل واقعست در لقا و لازم آنست پس صحيح باشد كه فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ جواب مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ واقع شود هم چنان كه گويند كه من كان يرجوا لقاء الملك فان يوم الجمعة قريب هر گاه كه معلوم باشد كه ملك در روز جمعه با مردمان مجالست ميكند و چون حقتعالى ترغيب بندگان كرد در تحقق رجا يا خوف بفعل طاعت در عقب آن ترغيب ايشان ميكند در مجاهده نفس كه معظم طاعت است و ميگويد كه وَ مَنْ جاهَدَ و هر كه جهاد كند با هواى نفس خود بصير بر مضيض طاعات و كف از شهوات كه جهاد اكبر است فَإِنَّما يُجاهِدُ پس جز اين نيست كه جهاد ميكند لِنَفْسِهِ براى نفس خود چه ثواب و منفعت آن عايد بدو است إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌ بدرستى كه خدا هر آينه