تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٤ - سوره فاطر(٣٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
هاى روشن يا معجزهاى هويدا كه شاهد نبوت ايشان بودند وَ بِالزُّبُرِ و بنامهاى آسمانى چون صحف شيث و ادريس و ابراهيم عليه السّلام وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ و كتاب روشن كه مبين احكام حلال و حرام بود چون تورية و انجيل و ايشان تكذيب آن نمودند ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا پس بعد از تكذيب گرفتيم آنان را كه نگرويدند بعد از آن بر سبيل تعجب ميفرمايد كه فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ پس چگونه بود انكار و تغيير من بر ايشان انزال عذاب و عقاب بايشان و در كشاف آورده كه چون بينات و زبر و كتاب منير در جنس انبياى سابق تحقق يافته بود از اينجهت بطريق اسناد مطلق اشياى مذكوره بايشان مسند گشته و اگر چه بعض از آن در شان جميع ايشان بود كه بينات است و برخى از آن در شأن برخى از ايشان كه آن زبر است و كتاب منير در انوار گفته كه ميتواند بود كه زبر و كتاب منير بر اراده تفصيل بود نه جمع و يا آنكه مراد بآن يك چيز باشد و عطف بجهت تغاير وصفين و در مجمع نيز ذكر كرده كه بينات بمعنى معجزات باهرات و حجج واضحاتست و زبر بمعنى كتب و كتاب منير بمعنى كتاب واضح و بين و تكرار ذكر كتاب و عطف آن بر زبر بجهت اختلاف صفتين است چه زبر هر چيزيست كه منتقش و منقر بود در كتاب مانند نقر در حجر و بار ديگر عود كلام مينمايد بذكر دلايل توحيد و ميفرمايد كه أَ لَمْ تَرَ آيا نميبينى اى بيننده أَنَّ اللَّهَ آنكه خداى تعالى بمحض قدرت و رحمت أَنْزَلَ فرو فرستاد مِنَ السَّماءِ از آسمان يا از ابر السَّماءِ آبى را كه بارانست فَأَخْرَجْنا پس بيرون آورديم عدول بتكلم بجهة تخصيص فعل است يعنى مائيم توانا كه بيرون ميآوريم بِهِ بآن آب ثَمَراتٍ از ميوهها مُخْتَلِفاً أَلْوانُها كه مختلفست رنگهاى آن يعنى گوناگون در اجناس و اصناف بر وجهى كه هر يك از آنها بصفتهاى مختلفهاند مانند زمان و تين و عنب و غير آن و گويند مراد اشكال و هيئاتست از حمرة و صفرة و خضرة و غير آن و در مجمع گفته كه مراد اختلاف الوان و طعوم و روايحست و اقتصاد بر ذكر الوان جهت آنست كه اظهر است و يا بجهت دلالت كلام بر طعوم و روايح وَ مِنَ الْجِبالِ و از كوهها كه آفريده ما است جُدَدٌ خداوند طرق واضحه است و اكثر مفسران بر آنند كه مراد خطوط مبينهاند كه در كوهها نمايند بِيضٌ سفيدها وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها و سرخها كه گوناگونست رنگهاى آن در شدت و ضعف يعنى بعضى بغايت سرخ و برخى كمتر از آن وَ غَرابِيبُ سُودٌ و سياه