تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٣ - سوره فاطر(٣٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
كه مصرند بر كفر باموات و مبالغه در آنكه مقنط ايشانست از ايمان يعنى هم چنان كه شنوانيدن سخن بمردگان متعذر است شنوانيدن سخن حق بكسانى كه مصرند بر كفر و معاند و جاحد حقاند نيز متعذر است بر تو و غير مقدور تو مراد سماع حقست بايشان بر وجهى كه بآن منتفع شوند يعنى چون كه از استماع حق انتفاع نمىيابند پس گوييا كه استماع آن نميتوانند كرد مانند اهل قبور كه اسماع سخن بايشان از دايره قدرت تو خارجست آن گه بجهت تاكيد اينمعنى ميفرمايد كه إِنْ أَنْتَ نيستى تو اى محمد (ص) إِلَّا نَذِيرٌ مگر پيغمبر بيم كننده يعنى بر تو همين ابلاغ و انذار است و بس نه الجاى اهل كفر بر انتفاع بسخن اهل حق و ايمان إِنَّا أَرْسَلْناكَ بدرستى كه فرستاديم تو را بِالْحَقِ بدين حق كه اسلام است و يا آنكه اين در محل نصب است بر حاليت از احد ضميرين يا از هر دو ضمير يعنى محقا او محقين يعنى فرستاديم تو را در حالتى كه محق و از اهل حق يا هر دو محقيم و درست كردار و راست گفتار و بنا بر معنى اول صفت مصدر محذوفست اى ارسالا مصحوبا بالحق يعنى فرستاديم تو را فرستادنى كه مقرونست بحق و ميتواند بود كه صله ما بعد باشد اعنى قوله بَشِيراً وَ نَذِيراً يعنى تو را ارسال كرديم ببندگان در حالتى كه بحق مژده دهنده ايشان را بمثوبت و بيم كننده آنها را از عقوبت وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ و نبودند هيچ امم سالفه إِلَّا خَلا فِيها مگر آنكه گذشت در ميان ايشان پيغمبرى نَذِيرٌ بيم كننده اكتفاء بذكر نذارت بدون قرآن آن ببشارت يا بجهت علمست بآنكه نذارت قرينه بشارتست خصوصا كه قبل ازين بآن مقارن شده باشد و يا بجهت آنكه انذار مقصود و اهمست در بعثت و مراد بامت اينجا اهل عصر است و اصل آن جماعة كثيره است كما قال اللَّه تعالى وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ و چون آثار نذارت در زمان فترت ميان عيسى و حضرت خاتم الانبياء (ص) باقى بود تا آنكه مندرس شد و در حين اندراس آن حضرت مبعوث شد پس آن زمان از نذير خالى نبوده باشد و ميتواند بود كه نذير اعم از نبى و عالم باشد و بنا بر اين در زمان فترت اگر چه پيغمبرى نبود اما علما بودند كه مردم را انذار ميكردند پس بنا بر اين نيز در آن زمان نذير بوده باشد و در اين آيه دلالتست بر آنكه هيچكس از مكلفان نيست مگر كه رسولى باو مبعوث شد و اشعار بر آنكه حقتعالى اقامت حجت بر جميع امم نموده بعد از آن بجهت تسليه سيد انام ميفرمايد كه وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ و اگر تكذيب كنند تو را معاندان قريش از ايشان عجب مدار و غم و الم بوجود خود مرسان فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ پس بدرستى كه تكذيب كردند آنان كه مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از ايشان بودهاند پيغمبران خود را جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ آمدند بديشان پيغمبران فرستاده بر ايشان بِالْبَيِّناتِ بحجت