تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣١ - سوره السجده(٣٢) آيات ١٠ تا ١٩
باشد قبض روح او كنم از ابن عباس مرويست كه دنيا نزد ملك الموت مانند خانيست نزد كسى كه از هر جا كه خواهد از آن چيزى بر دارد بىتعبى و رنجى كه باو برسد و ما بين گامى كه ملك الموت بر دارد از مشرقست تا مغرب و عكرمه از ابن عباس نقل كرده كه پيغمبر (ص) فرموده كه همه اوجاع و امراض كه واقع ميشوند پيك مرگند و رسولان آن و چون اجل بنده نزديك رسد ملك الموت بنفس خود حاضر شود نزد او و او را گويند كه بسا خبرى كه بعد از خبريست و بسا رسولى كه بعد از رسوليست و بسا بريدى كه بعد از بريديست و من خبرىام كه بعد از من خبرى نخواهد بود و من رسولى و بريدىام كه بعد از من رسول و بريدى نباشد
اجب ربك طايعا او مكرها
اجابت پروردگار خود كن خواه برغبت و خواه بكراهة و چون قبض روح او كند خويشان و مصاحبان او بفرياد و فغان آيند ميگويد بايشان كه كه بر كه فرياد ميكنيد و بر كه گريه ميكنيد
و اللَّه ما ظلمت له اجلا و لا اكلت له رزقا
بخدا سوگند كه من بر او ستم نكردم در اجل يعنى قبل از اجل قبض روح او نكردم و روزى او را نخوردم بلكه خداى او را بخواندى و وى اجابت دعوت وى نمود پس بايد كه شما بر نفس خود بگرييد نه بر او
فان لى فيكم عودات و عودات حتى لا ابقى منكم احدا
پس بتحقيق كه مرا در شما عود و رجوع بسيار خواهد بود تا از شما هيچكس باقى نگذارم و بدانكه مىتواند بود كه مراد بملك الموت اسم جنس باشد بنا بر آنكه عزرائيل را اعوان بسيار هستند از ملائكه رحمت و ملائكه عذاب چنان كه گذشت و دالست بر اين قوله تعالى تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا و قوله تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ و اما اينكه حقتعالى اضافه توفى بنفس خود كرده در كريمه اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها باعتبار آنست كه خلق موت فرموده و هيچكس ديگر بر آن قدرت ندارد و بعد از آن حق سبحانه اخبار ميفرمايد از حال مشركان در قيامت بقوله وَ لَوْ تَرى و اگر به بينىاى بيننده إِذِ الْمُجْرِمُونَ چون مشركان متوغل در انواع معاصى كه معظم آن شركست ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ افكندگان باشند سرهاى خود را در روز قيامت يعنى از غايت خجالت و ندامت و مذلت سرها در پيش افكنند عِنْدَ رَبِّهِمْ نزد پروردگار خود يعنى در موقف عرض كه حقتعالى متولى حساب خلقان باشد در حالتى كه گويند رَبَّنا اى پروردگار ما أَبْصَرْنا ديديم آنچه وعده كرده بودى وَ سَمِعْنا و شنوديم از تو تصديق پيغمبران و يا هول رستخيز ديديم و آواز صور شنيديم يا ديديم رشد را و شنيديم حقر او يا قبل از اين بمنزله كوران و كران بوديم و اكنون ديديم و شنيديم فَارْجِعْنا پس باز گردان ما را بدنيا نَعْمَلْ صالِحاً بكنيم كار شايسته إِنَّا