تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٧ - سوره فاطر(٣٥) آيات ١ تا ٩
رسولانى گردانيد كه خداوند بالهاى متعدده متفاوتهاند مَثْنى دو دو وَ ثُلاثَ و سه سه وَ رُباعَ و چهار چهار صفت اجنحهاند معدول از اثنين اثنين و ثلثه ثلثه و اربعه اربعه و تفاوت اجنحه ايشان در تعدد بجهت تفاوت مراتب ايشانست و باين اجنحه متفاوته نزول و عروج ميكنند و يا سرعت مينمايند بنحو آنچه حقتعالى ايشان را بدان موكل گردانيده تا بدانچه مأمور ميشوند بآن رسانند و اصل جناحان است بجهت آنكه بمنزلت بديناند و ثالث و رابع زياده بر اصلند و اقوى و اعون در طيران و قياس شفع از اجنحه اگر چه بحسب ظاهر آنست كه در هر شقى نصف باشد اما ميشايد كه ثالثه در وسط ظهر باشد بين الجناحين كه اين هر دو جناح را قوت دهد و يا از براى غير طيران باشد و مؤيد اينست كه در شرح نهج البلاغه امير المؤمنين (ع) وارد شده كه بعضى ملائكه شش جناح دارند كه دو را به اجساد خود پيچيدهاند و بدو طيران ميكنند و دوى ديگر را بر روى خود فرو گذاشتهاند بجهت حيا و خشيت از حقتعالى و از اين جا معلوم شد كه مراد حقتعالى خصوصيت اين اعداد نيست و نه نفى زياده بر اين و ديگر از ابن عباس نقلست كه پيغمبر (ص) فرمود كه در شب معراج جبرائيل را ديدم كه ششصد بال داشت و نيز مصداق عدم خصوصيت است قوله يَزِيدُ زياده ميكند خداى فِي الْخَلْقِ در آفريده خود ما يَشاءُ آنچه ميخواهد يعنى در اجنحه ملائكه مىافزايد تا از چهار زياده شود و گويد مراد از خلق آدميانند و زيادات ايشان يا عقليه است چون فصاحت و علم و جزالت راى و كرم و غير آن يا جسمانيه چون حسن صورت و ملاحت عينين و طول قامت و موى و اعتدال صورت و صوت دلكش و قوت بطش و ذلافت لسان و مانند آن و از ابو هريره روايتست كه پيغمبر (ص) فرمود كه
هو الوجه الحسن و الصوت الحسن و الشعر
الحسن و گفتهاند مراد خط نيكو است يا محبت در دلها و از امام قشيرى مرويست كه مراد علو همتست يا رضا بتقدير يا سبق بمرتبه قرب و در حقايق سلمى آورده كه تواضع در اشراف و سخا در اغنيا و تعفف در فقرا و صدق در مؤمنان و شوق در محبان و اصح آنست كه مراد بخلق اعم از ملائكه و جن و انس است ابن شهاب روايت كند از رسول (ص) كه فرمود كه جبرئيل (ع) را گفتم كه ميخواهم ترا بر آن صورت به بينم كه حقتعالى ترا بر آن خلق كرده جبرئيل در شب مهتاب پرها را بگشاد و تمام روى زمين را فرا گرفت من از آن حال بيهوش شدم چون با هوش آمدم از عظمت خلقت او متعجب شدم گفت اى محمد (ص) از خلقت من تعجب ميكنى و بيهوش ميشوى اگر خلقت اسرافيل را ببينى كه دوازده جناح دارد كه جناحى از آن تا بمشرقست و جناحى از آن تا بمغرب و عرش بر دوش اوست پايهاى او از تحت ارض سابع و سر او از عرش در گذشته تو را چه حالت دست دهد و با وجود اين عظمت گاه هست كه از عظمت و هيبت حقتعالى مانند گنجشكى ميشود و نيز از آن حضرت