تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٠ - سوره الصافات(٣٧) آيات ٦٠ تا ٦٩
استعجاب گويد كه آيا همه اين مال از آن من است
و مؤيد قول اخير است اينكه در عقب آن فرمود كه بهشتيان گويند إِنَّ هذا بدرستى كه اين نعمت و خلود و ايمنى از عذاب لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ هر آينه رستگارى عظيم است و گويند كه اينقول خداى تعالى است كه بجهة تقرير قول ايشان فرموده و همچنين محتمل كلا القولين است اينكه لِمِثْلِ هذا از براى مثل اين صواب و فوز و فلاح فليعمل العاملون پس بايد كه عمل كنندگان در دار تكليف نه از براى حظوظ دنيويه كه مشوبست بالام سريعه و چون او سبحانه بعضى از احوال بهشت و بهشتيان بيان كرد بعد از آن بجهت تنبيه بندگان تا مرتكب عصيان نشوند و دوزخ را بر بهشت اختيار نكنند فرموده كه اى كسانى كه دعوت عقل ميكنيد و لاف فهم ميزنيد انديشه نمائيد در آن كه أَ ذلِكَ آيا آنچه مذكور شد از رزق معلوم و ساير نعم كه سبب لذت است و سرور خَيْرٌ بهتر است و خوبتر نُزُلًا از روى پيشكشى أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ يا درخت زقوم كه باعث محنت است و ثبور ذكر نزل دلالت است بر آنكه نعم مذكوره از براى اهل بهشت بمنزله نزل نازل است و ايشان را سواى آن نعمتى خواهد بود كه افهام از ادراك آن قاصر باشد و عقول از معرفت آن عاجز و همچنين درخت زقوم كه مانند درختيست در ولايت تهامه كه برگهاى خورد دارد و ميوه آن در غايت نتن و نهايت مرارت است نزل اهل دوزخ است و شبهه نيست در آنكه مرارت و عفونت آن درخت بمراتب زياده از ايندرخت است كه در تهامه است و ايشان را ما وراى آن انواع عذاب و اصناف عقاب خواهد بود كه بخواطر هيچكس خطور نكرده باشد و بسامعه هيچ سامعى نرسيده باشد آوردهاند كه كفار چون شنيدند كه درخت زقوم در دوزخ روئيده شده است با يكديگر گفتند كه اين چگونه بود و حال آن كه آتش آهن را ميگدازد چگونه درخت را بگذارد پس محمد (ص) در اينقول كاذبست و آنچه ميگويد از نزد خود ميگويد حق سبحانه فرمود كه إِنَّا جَعَلْناها بدرستى كه ما گردانيديم درخت زقوم را فِتْنَةً ابتلا و امتحان در دينى لِلظَّالِمِينَ براى ستمكاران تا انكار ايشان در اين معنى موجب اشتداد عذاب و ازدياد عقاب باشد و نميدانند كه آن كسى كه قادر است بر خلق حيوانات آتشى چون سمندر كه در ميان آتش بيضه مينهد و مىخسبد و بچه بيرون مىآورد و تربيت ميدهد توانا است از آفريدن درختى كه از جنس آتش باشد يا از جوهرى ديگر كه آتش آن را فانى نسازد هم چنان كه سلاسل و اغلال و حيات و عقارب و ضريع را فانى نميسازد جبائى گفته كه فتنه در اينمقام بمعنى محنت است و عذاب هم چنان كه