تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٧ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ٥٠ تا ٦٩
ديگر نمايند محض عناد و مكابره و تعنت خواهد بود كما قال جل ذكره أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ آيا پسند نيست ايشان را در حجة هويدا و معجزه واضح از آيات مقترحه أَنَّا أَنْزَلْنا آنكه فرو فرستاديم عَلَيْكَ الْكِتابَ بر تو قرآن را يُتْلى عَلَيْهِمْ در حالتى كه خوانده ميشود بر ايشان بزبان عربى و ايشان افصح مردمانند و اسر و بلاغت و اطوار فصاحت بر ايشان ظاهر است و مع ذلك تو تحدى كرده و اقصر سورى در برابر قرآن از ايشان طلبيد و ايشان لشكر ميكشند و مال و جان در ميبازند و بمعارضة آن نمىپردازند معجزه از اين روشنتر كجا باشد پس احتياج نيفتد در وصول بعلم بصحت نبوت تو بغير از اين از معجزات ديگر و طلبيدن غير آن محض جدال و مكابره باشد پس اگر حقتعالى اظهار آيات مقترحه ايشان كند به آنهم نگروند و تصديق نبوت تو نكنند و بجهت آن بعذاب استيصال گرفتار شوند هم چنان كه در امم سالفه و حال آنكه حقتعالى وعده فرموده كه اين امت را بعذاب استيصال معذب نسازد پس در آيه دلالت است بر آنكه قرآن كافيست در معجزه و او در اعلا درجات اعجاز است زيرا كه حقتعالى فرموده كه آن كافيست از جميع معجزات و دال بر مزية رجحان آنست بر ساير معجزات ديگر كه آن هميشه ثابتست و تا انقراض عالم زايل نميشود بخلاف معجزات ديگر كه سمت فنا و زوال ميپذيرد و در بعضى اخبار آمده كه جمعى از اهل اسلام نزد حضرت پيغمبر (ص) آمدند و برخى از سخنان يهود را نوشته با خود آوردند مدعا آنكه ميخواهيم كه علم خود را بآن افزون سازيم حضرت فرمود كه
كفى بها حماقة قوم
همين حماقت و گمراهى بس قومى را كه از آنچه نبى ايشان بديشان آورده روى بگردانند و رغبت كنند بچيزى كه نبى ايشان نياورده و اين آيه نازل شد كه آيا كفايت نيست ايشان را بر آن كه پيوسته بر ايشان ميخوانند إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه در اين كتاب لَرَحْمَةً هر آينه بخشايش و نعمتى است بزرگ مر كسى را كه متابعت او كند و تعنت و اقتراح را بگذارد وَ ذِكْرى و پندى و نصيحتى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ مر گروهى را كه تصديق آن كنند چه هر كه تبعيت آن اختيار كند و بمواعظ و زواجر آن متعظ و منزجر گردد به ثواب ابدى رسيد و ببهشت جاودانى فايز گردد قُلْ بگو اى محمد (ص) مر اهل لعنت و اقتراح را كه كَفى بِاللَّهِ پسنده است خدا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ ميان من و شما شَهِيداً در حالتى كه گواهست بر صدق سخن من چه مرا تصديق ميكند بر اظهار معجزات در يد من يا در قرآن شهادت داده بر نبوت من كه محمد رسول اللَّه و يا شاهد است بتبليغ من بشما آنچه بآن فرستاده شدهام و نصح من شما را و مقابله شما بمن به تكذيب و تعنت يَعْلَمُ ميداند خدا ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آنچه در آسمانها و زمينها است پس