تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٥ - سوره سبإ(٣٤) آيات ١ تا ٩
نخواهد بود حقتعالى فرمود كه اى محمد تو هم سوگند بخور كه بحق آفريدگار من كه بزودى لَتَأْتِيَنَّكُمْ بيايد بشما قيامت عالِمِ الْغَيْبِ صفة ربى است و تكرير ايجاب كه مؤكد است بقسم و مقرر بوصف مقسم به بصفاتى كه مقرر امكان اتيان قيامتست و نفى استبعاد بجهت عظمة حال مقسم به است و قوت حال مقسم عليه و شدت ثبات و استقامت آن يعنى هر آينه قيامت بيايد بحق آفريننده من كه داننده پوشيدههاست لا يَعْزُبُ عَنْهُ دور نشود از علم او اين ماخوذ است از عزب كه بمعنى بعد است و منه العزب لانه بعيد من الزوج مراد آنست كه يعنى پوشيده نگردد از او مِثْقالُ ذَرَّةٍ همسنگ مورچه خورد يا بوزن ذره از ذرات هوا فِي السَّماواتِ در آسمانها وَ لا فِي الْأَرْضِ و نه در زمين وَ لا أَصْغَرُ و نيست خوردتر مِنْ ذلِكَ از مثقال ذرة وَ لا أَكْبَرُ و نه بزرگتر از آن إِلَّا مگر آنكه مكتوبست فِي كِتابٍ مُبِينٍ در كتابى روشن يعنى لوح محفوظ كه جميع كاينات در او ثبت است تا ملائكه بر آن مطلع شوند اين لطفيست بر ايشان و در كشاف گفته كه وجه و ارتباط و مناسبت اين صفات باتيان قيامت آنست كه قيام ساعة از مشاهير غيوبست و ادخل در خفيه و اسرع بقلب و انفذ در ان در حين استماع اينكه او سبحانه عالم الغيب است پس چون كه حقتعالى باسم خود قسم ياد فرمود بر اثبات قيام ساعت و وقوع آن لا محاله بعد از آن وصف خود نمود بآنكه عالم الغيوب است و هيچ چيز از خفيات از او فوت نميشود و مندرج شد در تحت آن احاطه وى بوقت قيام ساعت و قوله و لا اصغر الخ جمله ايست كه مؤكده نفى عزوبست و رفع آن بابتدائية است و جايز نيست عطف آن بر مثقال زيرا كه استثنا مانع اينست مگر در صورتى كه ضمير عنه راجع بغيب باشد و آنچه مثبت است در لوح خارج باشد از آن بجهة ظهور آن چه اثبات خفيات در لوح نوعى از بروز است از حجاب و معنى اينكه لا يفصل عن الغيب شيئى الا مسطور فى اللوح و قوله لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا علة لتاتينكم است و بيان آن چيزى كه مقتضى اثبات ساعت است يعنى اتيان ساعت حق است و وقوع آن ضرورى تا پاداش دهد حقتعالى آنان را كه گرويدهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند عملهاى شايسته أُولئِكَ آن گروه مؤمنان و نيكوكاران لَهُمْ مَغْفِرَةٌ مر ايشان را است آمرزش خطيئات وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ و روزى بزرگوار يعنى بىتعب طلب در آن و بدون منت در آن و بىتنقيص و تكدير بآن و بدانكه چون او سبحانه اقتصار بر يمين مذكور ننموده بلكه در عقب آن حجت قاطعه و بينه ساطعه آورده كه لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا است تا آخر پس وجوب جزا را در عقول وضع