تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٧ - سوره سبإ(٣٤) آيات ١ تا ٩
از آن در بطون طير و سباع رود و برخى آب و باد در اطراف عالم پراكنده سازد إِنَّكُمْ بدرستى كه شما لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ در آفرينش تو خواهيد شد و بعد از آن از روى انكار و استبعاد در بعث گفتند كه أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ آيا ميبندد بر خداى تعالى كَذِباً دروغ را متعمدا أَمْ بِهِ جِنَّةٌ يا باو جنونى هست كه اين را در وهم او مىاندازد و بر عبث بلسان او القا ميكند بدانكه تقديم ظرف بجهة دلالتست بر بعد و مبالغه در آن و عامل در آن محذوفست و ما بعد از آن دالست بر آنچه ما قبل آن مقارن آن نيست و ما بعد آن مضاف اليه يا محجوبست به (ان و ممزق) ميتواند بود كه اسم مكان باشد نه مصدر و معنى اينكه (اذا مزقتم و ذهبت بكم السيول كل نذهب و طرحكم كل مطرح) يعنى چون پاره پاره و ريزه ريزه شويد و آب و باد شما را ببرد بهر جاى رفتن و بيندازد در هر مكان انداختن و جديد نزد بصريان بمعنى فاعل است تقول (جد فهو جديد كحد فهو حديد و قل فهو قليل) و نزد كوفيان بمعنى مفعول مأخوذ از (جده اذا قطعه و قالوا هذا الذى جده الناسخ اى قطعه و اسقاط) همزه وصل بدونه همزه استفهام با آنكه اين نيز دافع كراهت همزتين است هم چنان كه عكس بجهة خوف جمله استفهاميه است به خبريه و استدلال كردهاند بقسيم أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً كه آن ام به جنة است بر واسطه ميان صدق و كذب كه آن هر خبريست كه بصيرتى نباشد بمخبر عنه و ضعف اين استدلال ظاهر است چه افترا اخص از كذبست حاصل كه اهل كفر بجهة انكار نشور حضرت رسالت را كاذب ميدانستند و يا مجنون حقتعالى رد اين ترديد نمود بر ايشان بقوله بَلِ نه چنين است كه منكران ميگويند بلكه الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ آنان كه نمىگروند بِالْآخِرَةِ بدانسراى فِي الْعَذابِ در عذابند در آن جهان وَ الضَّلالِ الْبَعِيدِ و در گمراهى دورند از صواب در آن جهان بر وجهى كه اميد خلاصى نيست از آن و از آنچه مؤدى ايشانست بعذاب از كفر و طغيان وصف ضلال ببعيد از قبيل اسناد مجازيست چه بعيد صفت ضال است در وقتى كه از جاده بسيار دور افتاده باشد و تقديم عذاب بر ضلال با آنكه ضلال تقدم طبعى ندارد بر آن و آن را رسل ضلال گردانيدن در وقوع جهت مبالغه است در استحقاق ايشان بآن و بعد از ذكر انكار كفار ببعث تنبيه ايشان مينمايد بر دليلى كه راه نمايد ايشان را بر صحة وقوع آن بقوله أَ فَلَمْ يَرَوْا آيا نميبينند و نمىنگرند كافران إِلى ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ بسوى آنچه در پيش ايشانست وَ ما خَلْفَهُمْ و آنچه از پس ايشانست مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ از آسمان و زمين يعنى آسمان و زمين فرو گرفته پس و پيش ايشان را و ايشان محبوس و محصورند در ميان اين هر دو و چون نميتوانند كه از اقطار آن بيرون روند