تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٩ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ١٠ تا ١٩
و بنا بر اين آيه مانند آن آيتست كه مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ
و چون حقتعالى ذكر خيار مومنين كرد در عقب آن بيان احوال ضعفاى اهل ايمان يا ذكر منافقان ميكند بقوله وَ مِنَ النَّاسِ و بعضى از مردمان مَنْ يَقُولُ كس هست كه ميگويد آمَنَّا بِاللَّهِ گرويديم بخداى بحق فَإِذا أُوذِيَ پس چون ايذا كرده شود فِي اللَّهِ در راه خدا يعنى بسبب دين او كفره وى را عذاب كنند جَعَلَ گرداند يعنى شمارد فِتْنَةَ النَّاسِ رنج و عذاب مردمان را كَعَذابِ اللَّهِ مانند عذاب خدا يعنى عذاب مردمان صارف او باشد از ايمان هم چنان كه عذاب خدا صارف اهل ايمانست از كفر پس ترك ايمان كند از خوف عذاب خلق چنان كه ترك كفر مى بايد كرد از خوف عذاب خدا وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ و اگر بيايد يارى و نصرتى از نزد پروردگار تو يعنى فتحى و غنيمتى لَيَقُولُنَ هر آينه گويند إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ بدرستى كه ما هستيم با شما در دين و ملت پس ما را در غنيمت شريك خود سازيد أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ آيا نيست خدا يعنى هست بِأَعْلَمَ داناتر از همه دانايان بِما فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ بآنچه در دلهاى عالميانست از صفاى اخلاص و كدورت نفاق اينكلام مويد اين است كه مراد باين منافقان بودند نه ضعفه اهل ايمان و كذلك قوله وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا و هر آينه ميداند خدا آنان را كه گرويدهاند بدل وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ و هر آينه ميداند خدا منافقان را و ايشان را در دنيا متميز خواهد ساخت بابتلا و امتحان در بلا چه بمحنت و بليت جوهر مرد شناخته ميشود هم چنان كه بآتش عيار زر معلوم ميگردد و بعد از امتياز مؤمن و منافق هر يك را فراخور كردار جزا و سزا خواهد داد اين آيه تهديد منافقان است و دفع توهم ايشان بآنكه ناجى باشند از ضرر بجهة اخفاى كفر چه آيه دالست بآنكه كفر باطن ايشان ظاهر است بر كسى كه مالك جزا است بر آن و بجهة اين عقوبت عظمى و فضيحت كبرى بايشان خواهد رسانيد و اخبار اهل ايمان و مطلع ساختن ايشان را از آنچه اهل نفاق ابطان كردهاند نيز سبب فضيحت ايشان است از كلبى نقلست كه آيه مذكوره درباره عباس ابن ابى ربيعه مخزومى آمد وقتى كه اسلام آورده بود بجهة خوف از اهل بيت خود بمدينه مراجعت كرد قبل از آنكه پيغمبر (ص) مهاجرت فرمايد مادر او اسماى بنت محرمه ابن ابى جندل تميمى سوگند خورد كه طعام و شراب نخورد و سر را نشويد و در خانه نرود تا آنكه عياش مراجعت كند از اسلام ابو جهل و حارث كه پسران هشام بودند و برادران عياش از جانب مادر