تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٧ - سوره لقمان(٣١) آيات ١٠ تا ١٩
تفريق نميكرد ميان دو مرد كه اقتتال يا اختصام مىنمودند مگر بر وجهى كه اصلح بود مر آنها را و از ايشان جدا نميشد تا آنكه از هم مفارقت ميكردند و نميشنود سخنى را از كسى كه نيكو مينمود مگر آنكه از تفسير آن سؤال ميكرد از آنكه آن را از او فرا گرفته و بسيار مجالست مىكرد با فقها و علما و تفتيش قضات و ملوك و سلاطين مينمود پس آن گاه گريه ميكرد براى قضات بجهت آنچه بآن مبتلا و ممتحن شدهاند و رحمت ميفرستاد بر ملوك و سلاطين و استغفار مىنمود براى ايشان بجهت مغرور شدن ايشان بخدا و ياد ميگرفت آنچه نفس او بآن بر شيطان غالب مىشد و با هواى خود مجاهده ميكرد و از سلطان محترز ميبود و بتفكر و عبر نفس خود را مغلوب ميساخت و شروع نميكرد مگر در آنچه نفع ميرسانيد او را و نظر نميكرد مگر در آنچه اعانت او مىنمود پس بجهت اين صفات حسنه و خصال پسنديده حقتعالى ابواب وجوه حكم بر او مفتوح ساخت و قصه وى در قرآن مجيد ياد فرمود و گفت كه ما لقمان را حكمت داديم و گفتيم او را أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ آنكه شكر گوى خداى را بر نعمتى كه بتو كرامت فرموديم و از جمله ان حكمت است اين ان مفسره است چه ايتاى نعمت در معنى قولست و زجاج گفته كه لام علت مقدر است در آن و تقدير اين است كه لان اشكر بمعنى لان يشكر اللَّه است يعنى حكمت داديم باو بجهت آنكه شكر كند خداى را مَنْ يَشْكُرْ و هر كه شكر كند خداى را فَإِنَّما يَشْكُرُ جز اين نيست كه شكر ميكند لِنَفْسِهِ براى خود چه نفع شكر كه دوام و مزيد نعمت است و استحقاق مثوبة در آخرت باو ميرسد وَ مَنْ كَفَرَ و هر كه ناسپاسى كند بر نعمت فَإِنَّ اللَّهَ پس بدرستى كه خداى غَنِيٌ بىنياز است از شكر كسى حَمِيدٌ سزاوار حمد است و اگر چه كسى حمد او نگويد يا محمود است كه همه كاينات بلسان حال حامد ويند وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ و ياد كن اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله چون گفت لقمان لِابْنِهِ مر پسر خود را انعم و گفتهاند كه نام او ماثان يا ثاران يا شكور بوده يا اسلم و تواند بود كه ظرف متعلق به ابنتا باشد نه با ذكر مقدر يعنى داديم او را حكمت در وقتى كه گفت مر پسر خود را و قوله وَ هُوَ يَعِظُهُ حال است از ضمير قال يعنى گفت لقمان بپسر خود در حالتى كه او پند ميداد او را باين وجه كه يا بُنَيَ اى پسرك من تصغير براى شفقت و مرحمت است لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ يعنى شرك مياور بخدا إِنَّ الشِّرْكَ بدرستى كه شرك آوردن لَظُلْمٌ عَظِيمٌ هر آينه ستم بزرگست و بسيار از طريق حق در گذشتن چه آن تسويه است ميان آن كسى