تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٦ - سوره سبإ(٣٤) آيات ١٠ تا ١٩
كس بر اطراف آن نشسته از آن طعام ميخوردند و سليمان با اين ظروف بلشگريان طعام مىداد وَ قُدُورٍ راسِياتٍ و ديگر عمل ميكردند براى او ديگهاى بزرگ بلند برافراشته و ثابت و استوار بر سه پايه كه از غايت بزرگى هيچكس نميتوانست كه آنها را پائين آورد و نقل و تحويل نمايد مانند جبال كه از جاى خود نميجنبد و راسيات جمع راسيه است بمعنى ثابته و اين در ولايت شام و يمن بوده و سليمان از اين ديگها بجنود جن و انس اطعام مىنمود و در خبر است كه او را دوازده هزار طباخى بود كه در اين ديگها طعام پختندى و هنوز در بعضى از ولايات شام ديگهاى چنين از سنگ تراشيده موجود است و چون حقتعالى اين نعم جليله را بآل داود انعام فرمود از اين جهت ايشان را امر فرمود بوظايف طاعات براى تاديه شكر چنان كه از آن حكايت ميكند برسول خود كه گفتيم اعْمَلُوا آلَ داوُدَ عمل كنيد اى آل داود شُكْراً بجهت سپاس دارى چنين نعمتها و مىتواند بود كه نصب شكرا بر مصدرية باشد نه بر علية زيرا كه عمل كردن براى حقتعالى عين شكرگذاريست فكانه قال اشكروا شكرا و يا صفت عمل محذوف باشد اى اعملوا عملا شكرا يعنى بكنيد كردنى كه آن سپاس داريست و يا مفعول به يعنى بجاى آريد شكر را و يا حال از ضمير اعملوا اى شاكرين يعنى بكنيد در حالتى كه شاكر باشيد ثابت بنانى گفته كه آل داود عليه السّلام ساعت ليل و نهار را قسمت كرده بودند و در هر ساعتى يكى از ايشان قائم بود بشكر گذارى حضرت بارى و در آيه دليل است بر وجود شكر نعمت و بر آنكه شكر طاعت منعم است و تعظيم او و ديگر اشارتست بآن كه قرابت انبياى خدا مؤثر است در قرب برضاى الهى بجهت اختصاص آل داود بامر و چون اكثر مردمان بجهت اتباع هوا ميل بشكر گذارى نميكنند و شاكران نيز آن چنان نيستند كه همه در اكثر حالات بوظايف شكر قيام نمايند از اين جهت حقتعالى مىفرمايد وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ اندكى از بندگان من سپاس دارندهاند شكور كسيست كه متوفر باشد بر اداى شكر يعنى بدل و زبان و جوارح در اكثر اوقات و اغلب انات مراسم شكر گذارى ادا كند و با وجود چنين استغراقى در شكر خود را از اداى شكر عاجز شناسد چه توفيق شكر نعمتيست كه مستدعى شكرى ديگر است و از اينجاست كه گفتهاند الشكور من يرى عجزه عن الشكر و از سدى منقولست كه الشكور من شكر على الشكور و ابن عباس فرموده كه شكور إ در جميع احوال سر او ضرا بشكر گذارى قيام نمايد و در مجمع آورده كه شكور كسيست كه مكر را از او شكر صادر شود و شاكر آنكه شكر از او بفعل آيد و در آيه دليلست بر آنكه مؤمن شاكر در عالم كم است و در كشاف آورده كه عمر خطاب از مردى