تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٣ - سوره السجده(٣٢) آيات ١٠ تا ١٩
وجه اختيار و ايشان عمى را بر هدى اختيار كردند و بجهة آن كلمه عذاب واجب گشت بر اهل عمى نه اهل بصيرت و لهذا در عقب آن فرموده فَذُوقُوا پس بچشيد عذاب دوزخ را بِما نَسِيتُمْ بسبب آنكه فراموش كرديد و فرو گذاشتيد و متذكر نشديد لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا برسيدن شما به اين روز يعنى بجهت ترك تذكر و تدبر ايمان نياورديد بآن حقتعالى ذوق عذاب را نتيجه فعل ايشان گردانيده كه آن عقوبت نسيان عاقبت است و عدم تفكر در آن و ترك استعداد آن و چون مراد بنسيان خلاف تذكر است پس معنى آن است كه انهماك شما در شهوات و امانى اهواء ذاهل و غافل ساخت شما را از تذكر در عاقبت و مسلط گردانيد بر شما نسيان را و فرو گذاشتن اين و بعد از آن بر طريق مقابله فرمود إِنَّا نَسِيناكُمْ بدرستى كه ما فراموش گردانيديم يعنى ترك كرديم و گذاشتيم شما را در عذاب و اصلا شما را ياد نياورديم هم چنان كه شما ترك ايمان كرديد و آن را فرو گذاشتيد و بياد نياورديد مراد آن است كه با شما معامله ناسيان كرديم و اين كنايتست از طول عذاب و خلود آن هم چنان كه كسى كه در زندان مخلد باشد در حق او گويند كه فلان در زندان از جمله فراموشان است و در استيناف انا نسيناكم و بناى فعل بر ان و اسم ان تشديد است در انتقام كشيدن از ايشان وَ ذُوقُوا پس بچشيد عَذابَ الْخُلْدِ عذاب جاودانى را بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ بسبب آنچه بوديد كه ميكرديد از معاصى تكرير امر جهة تاكيد است و تصريح به مفعول آن و تعليل آن بافعال سيئه و اعمال قبيحه ايشان از تكذيب و معاصى هم چنان كه تعليل آن فرموده در اول بترك تدبر در امر عاقبت و تفكر در آن بجهت دلالت بر آنكه هر يك از ترك تدبر در امر آخرت و ارتكاب معصيت علت تامه عذابند پس خلاصه معنى آن است كه اى اهل شرك بچشيد اين عذاب مفرط را و آنچه در آن هستيد از نكس رؤس و فرط خزى و شدت غم بسبب ترك تفكر در عاقبت و نگرويدن بنشانه آخرت و بچشيد عذاب مخلد را در جهنم بسبب آنچه كرديد در دنيا از معاصى و انواع كباير موبقه از كعب الاحبار مروى است كه روز قيامت چون همه بندگان را در سعيد سياست بدارند و حساب همه بكنند و اهل دوزخ را براه دوزخ روانه سازند ملائكه برخيزند و زبان بشفاعت بگشايند حق تعالى بعضى از ايشان را بجهة شفاعت فرشتگان از راه دوزخ باز آورد و گروه ديگر بشفاعت پيغمبران از دوزخ خلاصى يابند و جمعى ديگر بشفاعت شهيدان و فرقه ديگر بشفاعت مؤمنان بعد از آن رحمة الهى بصورت خوب برآيد و گويد بار خدايا مرا نيز شفاعتى ميرسد حقتعالى فرمايد كه شفاعت كن در حق هر مؤمن و مؤمنه كه مرا در موضعى ياد كرده باشد و يا از من ترسيده و يا اميدوار بوده يا در همه عمر يكبارى مرا از روى خوف يا رجا خوانده پس بشفاعت او هر مؤمنى و مؤمنه كه بوده باشد از