تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٥ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ٥٠ تا ٦٩
صلتين بجهت اهتمامست و يا اختصاص بر سبيل مبالغه وَ مَنْ أَظْلَمُ و كيست ستمكارتر مِمَّنِ افْتَرى از كسى كه بر بندد و بسازد عَلَى اللَّهِ كَذِباً بر خداى دروغى را يعنى هيچكس ظالمتر از اينكس نيست از آنكه افترا كند بر خداى باين معنى كه گمان برد كه او را شريك هست أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِ يا تكذيب كند بحق كه پيغمبر او است (ص) و يا قرآن لَمَّا جاءَهُ آن هنگامى كه آمد بوى در لما تسفيه ايشانست به آنكه ايشان اصلا توقف و تامل نكردند در هنگامى كه پيغمبر يا قرآن بايشان آمد بلكه مسارعت كردند در تكذيب او در بادى الراى بىتفكر در آن أَ لَيْسَ آيا نيست استفهام براى تقرير مجازات ايشان است كقولهم الست خير من ركب المطايا يعنى هر آينه هست فِي جَهَنَّمَ در دوزخ مَثْوىً جايگاه اقامة لِلْكافِرِينَ براى ناگرويدگان يعنى البته مستوجب خلودند در دوزخ كسانى كه افترا كردند بر خدا بشرك و تكذيب حق نمودند كه رسول او است يا قرآن و يا براى تقرير اجتراى ايشانست يعنى آيا ندانستند كه جهنم مثوى كافران است تا آنكه بمثل اينقول و فعل جرات نمودند و دليرى كردند و بعد از وعيد ذكر وعد ميكند بقوله وَ الَّذِينَ جاهَدُوا و آنان كه كوشش نمايند فِينا در حق ما يعنى از جهت ما اقامت دين ما كردند بر وجه اخلاص اطلاق مجاهده بجهت آن است كه تا شامل اعادى ظاهر و باطن باشد يعنى هر كه با كفار جهاد كند و يا با نفس اماره و شيطان در مقام مجاهده در آيد كه جهاد اكبر است لَنَهْدِيَنَّهُمْ هر آينه راه نمائيم ايشان را سُبُلَنا بر راههاى خود كه آن طريق مسير است بمجازات و وصول نجات ما و يا زياده سازيم هدايت ايشان را بر سبيل خير و بركت و توفيق در سلوك ان لقوله وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً و يا هر كه در عبادت ما كوشش نمايد بجهت رغبت در ثواب ما و رهبت از عقاب ما هدايت دهيم او را بسبيل موصله بثواب و اين قول ابن عباس است و از ابى سليمان دارابى مرويست كه معنى آن است كه هر كه مجاهده كند در آنچه دانسته است ما راه نماييم او را بآنچه نميداند و مصدق اين حديث نبويست كه
من عمل بما عمله وفقه اللَّه علم ما لم يعلم
يعنى آنان كه آنچه دانند بدان كار كنند ما هدايت كنيم ايشان را به آنچه ندانند يعنى توفيق دهيم ايشان را بر دانستن آنچه ندانند آوردهاند كه عمر عبد العزيز كلمه چند ميگفت جمعى علما حاضر بودند يكى از ايشان باو گفت اين علم از كجا ترا حاصل شد گفت اى مرد قصور ما در علم بجهت قصور ما است در عمل چه هر كه عمل كند به آن چه داند آن عمل علم وى را بكمال رساند حسين ابن فضل گفته كه در كلام تقديم و تاخيرى هست