تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٨ - سوره القصص(٢٨) آيات ١٠ تا ١٩
عليه الاشجع اى قتله الحية يعنى ما را و را بكشت و گويند قضى بمعنى خود است يعنى حكم كرد خداى تعالى بر او بمرگ پس او بمرد چون كشته شد قالَ گفت موسى هذا اين كار كه تزيين قتل او بود و ترك ندب و تقويت آنچه مستحق آن ميشدم از ثواب مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ از كردار شيطان بود يعنى بسبب شيطان بود كه تهييج غضب من كرده بر اين عمل و يا آنكه آن نزاع و خصومت كه بسبب آن قتل حاصل شد از عمل شيطان بود يعنى بوسوسه او إِنَّهُ بدرستى كه شيطان عَدُوٌّ مُضِلٌ دشمنيست گمراه كننده مُبِينٌ هويدا دشمنى او پس او را در زير ريك پنهان كرد و بعد از آن بر سبيل خضوع و رجوع و انقطاع بر طريق تاسى بآدم گفت رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا الايه قالَ رَبِ گفت اى پروردگار من إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي بدرستى كه من ستم كردم بر نفس خود كه بقتل قبطى نفس خود را در معرض عتاب فرعون انداختم و يا آنكه حقتعالى وى را اعلام كرده بود كه وى مستحق كشتن است به جهت فرط كفر ليكن بر سبيل ندبيت او را بتاخير قتل اوامر كرده بود و وى بجهت مبالغه در نصرت شيعه خود در قتل قبطى تعجيل كرده ترك ندب نمود و از ثوابى كه مترتب بر ندب ميشد محروم مانده گفت بر خود ستم كردم بنقص ثواب فَاغْفِرْ لِي پس بيامرز مرا يعنى مرا از فرعونيان مخفى دارد تا از شر ايشان ايمن شوم چه غفران در اصل لغة بمعنى ستر است و يا مراد از ثواب كه لازم غفرانست محروم مگردان و يا اين قربت و طاعت و انقطاع از من قبول كن چه قبول استغفار و توبه مسمى بغفرانست فَغَفَرَ لَهُ پس بيامرزيد حقتعالى او را يعنى او را از شر فرعونيان نگاهداشت و يا ثواب و كرامت بسبب انقطاع وى ارزانى داشت و يا قبول انقطاع و انابه او فرمود إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ بدرستى كه خداى تعالى آمرزنده است مر بندگان را الرَّحِيمُ مهربان بر ايشان و در عيون الرضا مذكور است كه تميم ابن عبد اللَّه ابن تميم القرشى از پدر خود روايت كرده كه احمد ابن سليمان نيشابورى مرا اخبار كرد كه على ابن جهنم گفت در مجلس مامون حاضر بودم امام رضا عليه السلام نزد او بود مامون گفت يا بن رسول اللَّه أ ليس من قولك ان الاولياء معصومون آيا تو نمىگويى كه انبيا معصومند فرمود كه بلى از صغاير و كباير معصومند و محفوظ گفت پس چه مىگويى در قول حقتعالى كه فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فرمود كه مراد آنست كه چون موسى در مدينه از مداين فرعون داخل شد در وقت غفلت از ايشان كه آن ميان مغرب عشا بود و مرد را ديد كه با هم قتال و جدال ميكنند يكى از گروه او بود و ديگرى از