تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٠ - سوره القصص(٢٨) آيات ١ تا ٩
آن مبالغه ميكردند و در اخفاى آن سعى بليغ مينمودند اما هميشه ترسان و هراسان بودند چه فرعونيان بيشتر از پيشتر تفحص و تجسس ميكردند و در اين وقب الهام الهى بمادر موسى رسيد كه موسى را در دريا انداز كمال قال اللَّه تعالى وَ أَوْحَيْنا و وحى كرديم يعنى الهام داديم يا در واقعه باو نموديم و علم الهدى ره فرموده كه شايد رسولى فرستاده باشد از ملائكه و غير آن إِلى أُمِّ مُوسى بسوى مادر موسى كه از اولاد لاوى ابن يعقوب بود نام او نوخابذنبون در اول اسم در تيسير يوخابذ گفته بياء مثناة در تحت حرف اول و بر هر تقدير ميفرمايد كه الهام داديم او را أَنْ أَرْضِعِيهِ آنكه شيرده و بپرور او را در خفيه فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ پس چون ترسى بر او و دريابى كه مردم دانستهاند و قصد او خواهند كرد فَأَلْقِيهِ پس بيفكن او را فِي الْيَمِ در دريا مراد آب نيل است يعنى بعد از آنكه او را در صندوقى نهاده باشى و منافذ او را مسدود ساخته تا آب در آن نرود بيفكن او را در رود نيل وَ لا تَخافِي و مترس كه او ضايع و هلاك نخواهد گشت وَ لا تَحْزَنِي و اندوهناك مباش در فراق او إِنَّا بدرستى كه ما رَادُّوهُ باز گرداننده اوئيم إِلَيْكِ بسوى تو در اندك زمانى بر وجهى كه دلخواه و حسب المدعاى تو باشد وَ جاعِلُوهُ و گردانندهايم او را مِنَ الْمُرْسَلِينَ از فرستادگان يعنى او را رتبه نبوت و منصب رسالت ارزانى خواهيم داشت در كشاف گفته كه مراد بخوف اول كه آن فاذا خفت عليه است خوف مادر موسى بود بر قتل او زيرا كه موسى گريه و فرياد ميكرد ترسيد كه چون همسايهها آواز او را بشنوند اين خبر را بگوش فرعون رسانند و مراد بخوف ثانى كه آن لا تخافى است خوف وى بود بر غرق شدن موسى يا ضايع شدن بعضى از اعضاى او و يا وقوع او در دست موكلان كه فرعون ايشان را در طلب ولد آن گماشته بود و غير آن از مخاوف و فرق ميان خوف و حزن آنست كه خوف غميست كه لاحق مىشود بجهت امر متوقع و حزن غميست كه لا حق آدمى ميشود بجهت امر واقع كه آن فراق موسى بود پس حقتعالى مادر موسى را از اين هر دو نهى فرموده و بالهام او را از آن ايمن گردانيده و وعده داد او را به چيزى كه موجب تسلى وى شده و سبب اطمينان قلب او گشت و دل او را از غبطه و سرور پر ساخت و آن وعده رد او بود بوى و او را منصب رسالت دادن و در اين آيه دو امرند و دو نهى و دو خبر و دو بشارت و در خبر است كه بدويه بيتى چند خواند او را گفتند ما افصحك چه فصيحى تو در جواب گفت كه الفصاحة للَّه فصاحت مخصوص بخدا است پس اين آيه تلاوت كرد و آنچه در او است مذكور ساخت القصه چون مادر موسى دريافت كه فرعونيان در تجسس و