تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٤ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ١٠ تا ١٩
مانند ابن قشير و اتباع او وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ و آنان كه در دلهاى ايشان بيماريست يعنى ضعف اعتقاد ما وَعَدَنَا اللَّهُ وعده نداد خداى ما را وَ رَسُولُهُ و پيغمبر او در نصرت و اعلاى دين و يا در فتح شام و يمن و بلاد كسرى و قيصر إِلَّا غُرُوراً مگر وعده بفريب يعنى سخنى كه مرد مرا بازى ميدهد و در آن وقت كه اهل نفاق عدد لشگر كفار را بديدند ترسيدند و اهل ايمان را بر فرار ترغيب كردند كما اخبر اللَّه سبحانه عن ذلك بقوله وَ إِذْ قالَتْ و ياد كن اين را نيز كه گفتند طائِفَةٌ مِنْهُمْ گروهى از منافقان چون اوس ابن قبطى و ابو عرابه يا بنو سالم يا اوس ابن قبطى و عبد اللَّه ابى سلول و اصحاب او گفتند يا أَهْلَ يَثْرِبَ اى اهل مدينه يثرب نام مدينه طيبه است و گويند اسم زمينى است كه مدينه در ناحيه آن واقع شده و در حديث آمده كه مدينه را يثرب مىگويند القصه اين منافقان مردمان مدينه را گفتند لا مُقامَ لَكُمْ موضع قيام و قرار شما نيست در لشگرگاه محمد (ص) و حفص بضم ميم ميخواند كه اسم مكانست يا مصدر اقام يعنى جاى آن نيست كه شما اقامت كنيد در آن فَارْجِعُوا پس باز گرديد بمنزلهايى كه در مدينه داريد و از لشگرگاه بگريزيد و يا اقامت شما بر دين اسلام وجهى ندارد پس رجعة كنيد بدين پدران و محمد (ص) را بدشمنان باز گذاريد كه ابو سفيان و اتباع اويند و اگر نه يثرب جاى شما نباشد و ابن عباس فرموده كه اينقول جهودانست كه منافقان را گفتند كه شما را چه ضرورت است كه در مدينه قيام كنيد براى محمد و خود را علف شمشير ابو سفيان و قريش كنيد باز گرديد و محمد (ص) را باينها باز گذاريد و بعضى ديگر از ايشان بجهت شدت خوف رخصت رجوع ميطلبيدند كما قال اللَّه سبحانه وَ يَسْتَأْذِنُ و دستورى ميطلبند فَرِيقٌ مِنْهُمُ گروهى از ايشان النَّبِيَ از پيغمبر (ص) يعنى بنو حارثه و بنو سلمه از پيغمبر (ص) طلب اذن ميكنند كه رجوع كنند ببيوت خود از روى بهانه جويى يَقُولُونَ مىگويند إِنَّ بُيُوتَنا بدرستى كه خانهاى ما در مدينه عَوْرَةٌ خلل دارد و در و ديوار آن را استحكامى نيست ما را اجازت ده تا برويم و خلل آن را باصلاح آوريم و سد طرق نمائيم تا دشمن شبيخون نكنند وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ و حال آنكه خانهاى ايشان خلل ندارد بلكه مستحكمست و حصين و رفيع الجدران إِنْ يُرِيدُونَ نميخواهند بدين استيذان إِلَّا فِراراً مگر گريختن از جنگ در كشاف مذكور است كه عورة در لغة بمعنى خلل است يق عور المكان عورا اذا بدء فيه خلل يخاف منه العدو و السارق و منه الاعور و العين العوراء