تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٧ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ١ تا ٩
بىنياز است عَنِ الْعالَمِينَ از طاعات و مجاهدات عالميان و محتاج آن نيست بلكه تكليف عباد بعبادت و مجاهدات جهت صلاح احوال ايشانست و باعث نزول و رحمة واسعه بر ايشان كما قال وَ الَّذِينَ آمَنُوا و آنان كه گرويدهاند بخدا و رسول وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند كردارهاى نيكو لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ هر آينه محو كنيم از ايشان سَيِّئاتِهِمْ بديهاى ايشان را يعنى نابود سازيم كفر و معاصى ايشان را بجهت ايمان و طاعت بر وجهى كه گوييا هرگز هيچ بدى نكردهاند از كفر و معصيت وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ و هر آينه پاداش دهيم ايشان را أَحْسَنَ الَّذِي نيكوتر عملى را كه كانُوا يَعْمَلُونَ بودند كه ميكردند يعنى توحيد را كه بهترين عمل ايشانست بر آن مجازات دهيم اولا و بعد از آن اعمال را با آنكه در فضيلة مساوى آن نيست بر همان قياس و پاداش دهيم ايشان را پاداشى بهتر و بيشتر از اعمال ايشان يكى را ده و زياده تا هفتصد چه ايشان محتاجند و من بىنياز و اين معنى قول اكثر و اشهر است آوردهاند كه چون سعد ابى وقاص زهرى ايمان آورده مادرش حمنه بنت ابى سفيان ابن امية ابن عبد الشمس باو گفت اى پسر اين چه كيش است كه احداث كردى و ترك دين پدران خود كردى بخدا سوگند كه از آفتاب بسايه نروم و از هر چه بدان مايه زندگى من مدد يابد تناول نكنم تا از دين محمد صلّى اللَّه عليه و آله برگردى يا آنكه بميرم و مردمان ترا گويند كه يا قاتل امهاى كشنده مادر خود پس يك روز چيزى نخورد و نه آشاميد و روز ديگر بهمين دستور سعد گفت اى مادر اگر صد جان داشته باشى و بينم كه يك يك از بدن تو مفارقت كند كه من ترك دين محمد نكنم خواه طعام خورى و خواه نخورى كه هر دو نزد من برابر است پس اين صورت بعرض حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله رسانيدند آيه آمد كه وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ وصى جارى مجراى امر است معنا و تصرفا يقال وصيت زيد ابان يفعل خبرا كما تقول امراته بان يفعل يعنى امر كردهايم آدمى را بِوالِدَيْهِ بپدر و مادر خودش حُسْناً نيكويى كردن يعنى اتيان نمودن بفعلى كه ذا حسن و محض خوبى باشد و يا بجهت فرط حسن گوييا محض حسنست فى ذاته نه كه چيزيست متصف بحسن و قيل معنا و قلنا له احسن بوالديه حسنا يعنى گفتيم مر او را كه نيكويى كن بپدر و مادر نيكويى كردنى و نزد بعضى حسنا منصوب است بفعل مضمر بر تقدير قول كه مفسر توصيه است اى قلنا له او لهما او افعل بهما حسنا يعنى گفتيم مر او را كه عطا كن ايشان را و يا بكن بايشان نيكويى و اين اوفق است بما بعد اعنى قوله إِنْ جاهَداكَ و اگر كوشش نمايند و جنگ و جدال كنند با تو لِتُشْرِكَ بِي تا شرك آورى و انباز گيرى بمن ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ آن چيزى را كه نيست مر ترا به