تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٧ - سوره السجده(٣٢) آيات ١ تا ٩
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ميسازد كار دنيا را باسباب سماويه چون ملائكه و غير آن و نازل ميشود آثار آن اسباب مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ از آسمان بسوى زمين ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ پس عروج ميكند آن امر موجود گشته و ساخته شده و صعود ميكند بسوى او يعنى ثابت ميشود در علم او وقتى كه آن امر بوقوع ميآيد و ساخته ميشود و در تحت وجود در ميآيد و مدت ميان تدبير امر او و وقوع و وجود آن فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ در روزى است كه مص اندازه آن أَلْفَ سَنَةٍ هزار سال مِمَّا تَعُدُّونَ از آنچه شما شماره آن ميكنيد يعنى در زمان متطاوله متماديه مراد استطاله ما بين تدبير و وقوع است يعنى حق تعالى تدبير امرى ميكند كه بعد از هزار سال ديگر موجود خواهد شد و يا تدبير امرى ميكند باظهار آن در لوح محفوظ پس ملك بآن نازل ميشود و بعد از مدت هزار سال كه آدمى كمتر از آن طى مسافت نتواند كرد عروج ميكند و ابن عباس و حسن و ضحاك و قتاده و جبائى در تفسير اين گفتهاند كه حقتعالى تدبير و تقدير همه امور ميكند بر حسب اراده خود در ما بين آسمان و زمين و ميفرستد ملكى را كه موكل است بر آن از آسمان بزمين پس صعود ميكند آن ملك بعد از ساختن و گذاردن امر بسوى مكانى كه حقتعالى امر فرموده كه بجانب آن صعود نمايد روزى كه مقدار آن هزار ساله راهست يعنى آن ملك فرود ميآيد از آسمان و بالا ميرود در مدتى كه اگر آدمى رود جز هزار سال ميسر نشود زيرا كه از زمين تا آسمان پانصد ساله راهست پس مقدار عروج و نزول آن هزار ساله راه بود پس مراد بقوله (يعرج اليه) اينست كه يصعد الى الموضع الذى امره بالعروج اليه كقول ابراهيم إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي اى ارض الشام التي امر ربى بالذهاب اليها و قوله تعالى وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ يعنى الى المدينة و لم يكن اللَّه سبحانه بالشام و المدينة و مجاهد بر اينوجه تفسير نموده كه حقتعالى تدبير امر ميكند و حكم هزار ساله ميفرمايد در يك روز براى هر شيئى كما قال وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ پس ملائكه بآن نازل ميشوند بجهت رسانيدن آن و صعود مينمايند بجهت ثبت و كتب آن در صحف خود در هر وقت از اوقات اينمدت تا آنكه هزار سال منتهى ميشود و بعد از آن ديگر باره حكم هزار سال ميفرمايد و بهمين دستور تا انقراض عالم و بروايت ديگر از ابن عباس مرويست كه معنى آنست كه حقتعالى تدبير امر دنيا ميكند و تنزيل قضا ميكند از آسمان بزمين در مدت ايام دنيا و بعد از انقضاء دنيا امر و تدبير راجع باو ميشود تا آنكه امر جميع امراء و حكم همه حكام منقطع ميگردد و همه اوامر و احكام باو مخصوص ميشود و بنا بر اين مراد به فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ روز قيامت است تا وقتى كه هر يك از خلايق بمستقر