تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١ - سوره النمل(٢٧) آيات ٦٠ تا ٦٩
تهكم چنان كه گذشت و ثانى مبالغه است در وصف ايشان بشك و ريب در وقوع آخرت و عدم ازاله آن از خود كه مستطاعست و ثالث صفة ايشان بعدم علم بكينونة قيامت و غير بصير بآن و اين هر دو اضراب مبالغه است در نفى علم و شعور ايشان و دلالت بر آنكه شعور ايشان بآخرت به اين وجه است كه شك دارند در آن بلكه بصيرت ندارند بآن و مجاهد گفته كه ادراك بمعنى تدرك است و ايراد آن بصورت ماضى جهة تحقيق وقوعست يعنى در روز قيامت نيك بدانيد امور آخرت را و آنچه امروز ندانستند بجهة آنكه آنجا مؤمن و كافر علم ضرورى خواهند داشت و بعين اليقين خواهند ديد ثواب و عقاب را و بنا بر اين اضرابين اخيرين از براى بيان حال ايشان است در دنيا يعنى ليكن در دنيا متشككند در وقوع آن بلكه علم بآن ندارند و بدانكه ادراك از باب افتعال است و حفص و نافع و ابن عامر و حمزه و كسايى ادراك ميخواند از باب تفاعل چه در اصل ادراك و تدارك بوده در اول تا را با دال كردند و دال را در دال ادغام كردند و در ثانى بعد از قلب تا به دال و ادخال همزه مكسوره در اول آن بجهة آنكه ابتدا بساكن محالست و معنى ادراك انتهاء تكاملست و ادراك بمعنى تتابع و استحكام پس ادراك علمهم باين معنى است كه متتابع و متلاحق شده و پى در پى رسيده علم ايشان تا آنكه كامل شده و راسخ كشته وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا و گفتند آنان كه كافر شدند از روى انكار و استبعاد بسبب عدم تدبر و تفكر در ايات بينه و براهين واضحه بر حقية بعثت أَ إِذا كُنَّا تُراباً آيا چون گرديم ما خاك وَ آباؤُنا و پدران ما نيز خاك شوند أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ آيا ما بيرون آورده شدگانيم از گورها يا بدرآمدگانيم از مضيق فنا و در آمدگان بسعة حيات عامل در اذا فعل مقدر است كه أ إنا لمخرجون دالست بر آن اى اذا نخرج و نميتواند بود كه مخرجون باشد بواسطه آنكه هر يك از همزه و ان و لام مانعند از عمل آن در ما قبل و تكرير همزه براى مبالغه است در انكار لَقَدْ وُعِدْنا هذا بدرستى كه وعده داده شدهايم اين حشر و نشر را نَحْنُ وَ آباؤُنا ما و پدران ما مِنْ قَبْلُ پيش از وعده محمد (ص) تقديم هذا بر نحن اينجا بجهة آنست كه مقصود بالذات ذكر بعث است و تاخير آن در آيه نحن و آباؤنا هذا بجهة آنكه مقصود بآن مبعوث است إِنْ هذا نيست اينوعده إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ مگر افسانهاى پيشينيان يعنى مانند آنكه مجرد حرف و صوت است و حقيقتى ندارد و محض كذبست قُلْ بگو اى محمد (ص) بايشان كه سِيرُوا فِي الْأَرْضِ برويد در زمين اهل تكذيب چون ديار حجر و احقاف