تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٥ - سوره لقمان(٣١) آيات ١٠ تا ١٩
بيت الخلا رفت و بسيار در آنجا بنشست لقمان از خارج باو ندا كرد كه طول جلوس در قضاء حاجت علت سپرز مىآرد و مورث باسور است و مصعد حرارت براس فاجلس هوانا و قم هونا پس بر وجه سهولت و خوارى بنشين و از روى آسانى برخيز و مرويست كه مولاى وى اين چند كلمه را بر در بيت الخلا نوشت در خبر است كه از او پرسيدند كه اى الناس شر كدام مردم بدترند گفت الذى لا يبالى ان يريه الناس مسيئا آن كسى كه باك نداشته باشد كه بد خود را بمردم نمايد و او را گفتند ما اقبح وجهك چه بدروى دارى گفت تعيب على النقش او فاعل النقش نقش را عيب ميكنى يا فاعل آن را و در كتاب من لا يحضره الفقيه آورده كه لقمان پسر خود را گفت دنيا بحر عميق است و مردمان بسيار در او هلاك شدهاند پس ايمان بخدا را سفينه آن گردان و توكل را بر آن قرار داده و تقوا را در آن توشه خود ساز اگر از آن نجات يابى پس آن رحمت خدا است و اگر هلاك شوى بجهة ذنوب تو است از جمله كلمات او كه بداود (ع) گفت اينست كه اى داود از من پنج كلمه را يادگير كه در آن علم اولين و آخرين مضمر است اول آنكه عمل تو براى دنيا بقدر لبث تو باشد در آن دوم آنكه عمل تو براى آخرت بقدر لبث تو باشد در او سوم آنكه غرض تو از مولى آزادى تو باشد از دوزخ چهارم جرات تو بر معصيت بقدر صبر تو باشد بر آتش پنجم هر گاه اراده نافرمانى مولاى خود كنى قصد جايى كن كه او تو را نبيند سليمان ابن داود از حماد ابن عيسى نقلكرده كه ابى عبد اللَّه (ع) فرمود از جمله وصاياى لقمن مر پسر خود را اين بود كه اى پسر من سفر كن با شمشير و موزه و عمامه و خيمه و مطهره و ريسمان و سوزن و توشه بردار از ادويه آنچه نفع رساند تو را و كسى را كه با تو است و با اصحاب خود موافقت نماى مگر در معصيت خداى و چون سفر كنى با قومى بسيار مشورت كن در امر خود و امور ايشان و تبسم بسيار نما در روى ايشان و بر زاد خود كريم باش و آن را بايشان برسان و چون تو را خوانند اجابت كن و هر گاه از تو استعانت نمايند اعانت كن و شعار خود ساز طول صمت و كثرت صلوة و سخاى نفس بآنچه با تو است از دابه و زاد و چون استشهاد كنند تو را بر حق براى ايشان گواه شو چون استشاره كنند با تو در امرى تمامى راى خود را در آن صرف كن و تا ثابت و جازم نشوى بر امرى و بنظر صايب در آن نگاه نكنى جواب مده در مشورت تا آنكه در حالت قيام و قعود و اكل و نوم و صلوة فكر و حكمت خود را در ان كار فرموده باشى و بوجوه همه ان وارسيده چه هر كه نصيحت كسى را كه باو استشاره كرده بر وجه محض و اخلاص نكنند حقتعالى را و فكر صايب او را از او سلب كند و هر گاه كه اصحاب خود را بينى كه قصد مشى دارند با ايشان موافقت نما و چون بينى كه عملى ميكنند با ايشان در آن عمل قيام كن و هر كه از تو اسن است استماع قول او كن و چون ترا بكارى امر كنند و يا چيزى سؤال كنند