تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٤ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
نقل كرده كه حقتعالى آفتاب را چراغ خواند كه وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً و پيغمبر ما را نيز چراغ گفت آن چراغ آسمانست و اين چراغ زمين آن چراغ دنيا است و اين چراغ عقبى آن چراغ منازل فلكست و اين چراغ محافل ملك آن چراغ آب و گل است و اين چراغ جان و دل بطلوع آن چراغ از خواب بيدار شوند و بظهور اين چراغ از خواب عدم برخاسته بعرصهگاه وجود آيند نظم از ظلمات عدم كه راه بردى برون گر نشدى نور تو شمع روان همه و اشاره بهمين معنيست كه شعر از اقليم عدم مىآمدى و پيش رو آدم چراغى بود بر دستش هم از نور نخستينت و چون بندگان بنور چراغ انوار هداية آن حضرت از ظلمات ضلالت نجات يافتهاند بنور وجود با وجود او از ظلمت كده جهالت بسر حد ضياى معرفت رسيدهاند از اينجهت حقتعالى خطاب كرده باو كه
لولاك لما خلقت الافلاك
و اخطب خوارزم كه نيز از علماى جمهور است از ابن مسعود نقل كرده كه
قال رسول اللَّه (ص) لما خلق اللَّه آدم و نفخ فيه من روحه عطس آدم فقال الحمد للَّه فاوحى اللَّه حمدنى عبدى و عزتى و جلالى لو له عبدان اريد ان اخلقهما فى دار الدنيا ما خلقتك فقال الهى فيكونان منى قال نعم يا آدم ارفع راسك و انظر نرفع راسه فاذا مكتوب على العرش لا اله الا اللَّه محمد نبى الرحمة و على مقيم الحجة من عرف حق على زكى و طاب و من انكر حقه لعن و خاب اقسمت بعزتى ان ادخل الجنة من اطاعه و ان عصونى و اقسمت بعزتى ان ادخل النار من عصاه و ان اطاعنى
مضمون حديث باين راجعست كه رسول (ص) فرموده چون حقتعالى آدم را خلق فرموده و در او نفخ روح نمود عطسه كرد و گفت الحمد للَّه حقتعالى بوى وحى كرد كه سوگند بعزت و جلال من كه اگر نه آن بودى كه مى خواهم دو بنده را در دنيا بيافرينم تو را نمىآفريدم گفت الهى آن دو بنده از من بوجود آيد خطاب آمد كه نعم اى آدم سر بردار و نگاه كن چون آدم سر برداشت بر ساق عرش نوشته ديد كه لا اله الا اللَّه هيچ خدايى نيست مگر اللَّه كه مستجمع جميع صفات كمالست و محمد (ص) پيغمبريست كه رحمة جميع عالميان و هادى جميع خلقانست از ظلمات ضلالت بروشنى معرفت و ايمان و على اقامت كننده حجت است و اثبات كننده حق و تميز كننده محق از مبطل هر كه حق على را بشناخت پاك و پاكيزه گشت و هر كه او را نشناخت ملعون شد و از رحمت دور ماند سوگند ميخورم بعزت خود كه در بهشت در آرم هر كه اطاعت او كند اگر چه در حق من عصيان نمايد و در دوزخ داخل سازم هر كه فرمان او نبرد و اگر چه اطاعت من كند و مقرر است كه اين بجهت آنست كه امر او امر رسولست و نهى او نهى رسولست پس مطيع او مطيع رسولست كه رحمة للعالمين است و سراج منير و عاصى او عاصى رسول اللَّه بدليل
انا و على من نور واحد و انا كالشمس و على كالقمر
يعنى من و على يك نوريم كه بروشنى هدايت ما همه مردمان از ظلمت گمراهى خلاص شدهاند و من مانند آفتابم و على مانند ماه چه بواسطه ماه