تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٠ - سوره يس(٣٦) آيات ٦٠ تا ٦٩
او را و در آنجا بعذاب ابدى و عقاب سرمدى گرفتار شود
و در حينى كه حق سبحانه امر به امتياز كفار كند بر سبيل توبيخ بايشان گويد أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ آيا عهد نكردم با شما يا بَنِي آدَمَ اى فرزندان آدم و نفرمودم شما را أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ آنكه نپرستيد شيطان را يعنى اطاعت قول او مكنيد و بفرموده او شريك بر من نگيريد و آن عهد نصب حجج عقليه و نقليه است كه امر عبادت اويند و زاجر از عبادت غير او إِنَّهُ لَكُمْ بدرستى كه او مر شما را عَدُوٌّ مُبِينٌ دشمنى است آشكار و دشمنى او با پدر شما بر همه كس ظاهر و هويدا وَ أَنِ اعْبُدُونِي و نه عهد كردم آنكه مرا پرستيد زيرا كه هذا اين پرستش شما مرا و ترك اطاعت شيطان صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ راهيست راست كه سالك خود را ببهشت مىرساند اين آيه دلالت ميكند بر آنكه خداى تعالى خلق عبادت شيطان نكرده زيرا كه از آن تحذير نموده و بر آن توبيخ فرموده پس آن فعل بنده باشد و بعد از آن بيان معادات شيطان مىكند با وجود ظهور عداوت و وضوح اضلال او و ميگويد كه وَ لَقَدْ أَضَلَ و بدرستى كه گمراه گردانيد شيطان مِنْكُمْ از شما اى آدميان جِبِلًّا كَثِيراً خلق بسيارى را أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ آيا نبوديد كه تعلق كنيد اغواى او را از طريق حق و بدام فريب او نيفتيد صورت اين استفهام است و معنى آن انكار و تبكيت ايشان اين آيه دالست بر بطلان مذهب مجبره كه مىگويند خدا اراده اضلال ايشان نموده هذِهِ اين دوزخ كه مشاهده مىكنيد جَهَنَّمُ الَّتِي دوزخيست كه در دنيا كُنْتُمْ تُوعَدُونَ بوديد كه وعده و ترسانيده ميشديد بدان اصْلَوْهَا الْيَوْمَ در آييد بآن امروز بر سبيل لزوم و خلود بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ بسبب آنكه بوديد و ميپوشيديد حق را و تكذيب انبيا و كتب ايشان ميكرديد الْيَوْمَ نَخْتِمُ امروز مهر مينهيم عَلى أَفْواهِهِمْ بر دهنهاى ايشان چون با ما در مقام جحود و منازعه درآيند و دعوى بيموقع كنند كه مشرك نبودهايم و تكذيب انبيا و كتب نكردهايم تا قادر بر تكلم نباشند وَ تُكَلِّمُنا و سخن گويند با ما أَيْدِيهِمْ دستهاى ايشان وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ و گواهى دهنى پايهاى ايشان بِما كانُوا بآنچه بودند در دينى يَكْسِبُونَ كسب ميكردند يعنى اعضاى ايشان را كه در دنيا از شان ايشان نطق نبوده باشد بنطق درآريم تا گواهى دهند بر ايشان و دهنهاى ايشان كه نطق ايشان در دنيا معهود بوده باشد مهر نهيم تا دعوى بدروغ از آنها صادر نشود و در كيفيت شهادت اعضا اختلاف كردهاند بعضى گفتهاند كه خداى تعالى آنها را بر نطق تمكين