تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٠ - سوره العنكبوت(٢٩) آيات ١٠ تا ١٩
چون جزع مادر را بديدند سوار شدند و در طلب عياش بمدينه آمدند و با او ملاقات كرده قصه مادر باو باز گفتند و هر چند خواستند كه او را باز گردانند ميسر نشد تا آخر عياش اخذ مواثيق نمود از ايشان كه اگر با ايشان مراجعت كند وى را از دين محمد (ص) برنگردانند و مادر او سه روز بر ترك اكل و شرب صبر كرد در روز چهارم بيطاقت شده اكل و شرب كرد القصه چون عياش بموافقت ايشان از مدينه بيرون آمد وى را بگرفتند و بند كردند و هر يك صد تازيانه بر او زدند تا آنكه بجهت شدت ضرب از دين محمد برگشت و چون حارث بيشتر از ابو جهل عياش را زده بود و عذاب كرده بود سوگند خورد كه اگر بر حارث دست يابد گردن او را بزند چون بمكه آمدند و مدتى آنجا مكث كردند و در حينى كه پيغمبر (ص) و ساير مؤمنان از آنجا بمدينه مهاجرت كردند عياش نيز مهاجرت كرد چه اسلام او قوى شده بود و رسوخ تمام پيدا كرده و حارث نيز بعد از هجرت پيغمبر اسلام آورد و بمدينه هجرت كرد و با پيغمبر (ص) بيعت نمود و عياش از اسلام و بيعت او بىخبر بود و در ظهر قبا باو رسيد و گردن او را بزد و چون اسلام او را معلوم كرد بگريه افتاد و جزع بسيار نمود و نزد پيغمبر (ص) آمد و صورت حال را بموقف عرض رسانيد حقتعالى آيه وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً نازل ساخت و ضحاك و جمعى ديگر بر آنند كه آيه در باره منافقان فرود آمده و از ابن عباس مروى است كه آيه در شان گروهى آمد كه مؤمنان ايشان را بغزا برده بودند و چون قتل و شدت حرب ديدند مرتد شدند و ايشان آنانند كه حقتعالى در شان ايشان فرمود كه الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ الايه و در لباب آورده كه ابو سفيان و امية ابن خلف حضرت رسالت و اصحاب او را گفتند كه از دين محمد روى بر تابيد و طريقه آباى خود را فرو مگذاريد چه ما و شما هرگز مبعوث نخواهيم شد و بر تقدير فرض اگر در قيامت در اقامت بر دين آيا گناهى بوده باشد شما را در زير گناه نگذاريم حقتعالى آيه فرستاد وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا و گفتند آنان كه نگرويدند لِلَّذِينَ آمَنُوا مر آنان را كه تصديق كردند بخدا و رسول اتَّبِعُوا سَبِيلَنا پيروى كنيد راه ما را يعنى متابع كيش پدران باشيد وَ لْنَحْمِلْ و بايد برداريم ما خَطاياكُمْ گناهان شما را امر كردن ايشان نفسهاى خود را بحمل خطاياى اهل ايمان در حين ارتداد و عطف اين امر بر امر باتباع آيا جهت مبالغه است در تعليق حمل باتباع و وعده بتخفيف او زار ايشان و اجتماع اين هر دو امر در حصول يعنى بايد كه اتباع شما طريقه ما را و حمل ما خطاياى شما را مجتمع و منوط بيكديگر باشند حقتعالى تكذيب قول ايشان نموده فرمود كه وَ ما هُمْ بِحامِلِينَ و نيستند آن كافران بر دارندگان مِنْ خَطاياهُمْ از گناهان مومنان مِنْ شَيْءٍ هيچ چيز إِنَّهُمْ بدرستى كه ايشان لَكاذِبُونَ