تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠١ - سوره القصص(٢٨) آيات ٧٠ تا ٧٩
انبازان من الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ آنان كه بوديد كه گمان ميبرديد كه شريكان منند تكرار ذكر ندا مر مشركان را جهة تقريعست بعد از تقريع و يا بجهت اشعار بآنكه هيچ چيز اجلب از اشراك نيست مر غضب خداى را هم چنان كه هيچ چيز اجلب از توحيد نيست مر رضاى او را و يا آنكه اول براى تقرير فساد راى ايشانست و ثانى براى بيان اينكه اشراك ايشان نه بر وجه سند و حجت است بلكه محض تشهى و هوا است يعنى اول براى تقرير اقرار ايشان است بر نفسهاى خود ببغى و ضلالت و ثانى تعجيز ايشان از اقامت حجت و برهان وَ نَزَعْنا و بيرون آوريم مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ از هر امتى شَهِيداً گواهى بر گفتار و كردار ايشان يعنى پيغمبران ايشان را حاضر كنيم تا در محكمه قيامت گواهى دهند بر شرك و ضلالت و غوايت ايشان و گويند مراد بشاهد عدول آخرتند و هيچ زمانه از ايشان خالى نيست و چون ايشان بر كفار گواهى دهند فَقُلْنا پس گوئيم مر اهل كفر و شرك را هاتُوا بُرْهانَكُمْ بياريد حجتى كه داشتيد بر صحت شرك و تكذيب فَعَلِمُوا پس بدانند آن هنگام أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ آنكه راستى گفتار و يا عبادت و يا توحيد و يا حجت مر خداى را است بعد از الزام و احتجاج بر ايشان وَ ضَلَّ عَنْهُمْ و كم گردد از ايشان و نابود و ضايع گردد ما كانُوا يَفْتَرُونَ آنچه بودند كه برميبافتند از كذب و ساير سخن باطل و يا از اميد شفاعت كه ببتان ميداشتند و بدانكه چون حقتعالى افتتاح اين سوره ببيان قصه موسى و فرعون فرموده حيث قال نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ اختتام آن را بقصه قارون كرد كه از قوم موسى (ع) و دو فرمود إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى و گويند قصه قارون متصل است به آيه وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى و بعضى گفتهاند كه چون حقتعالى بيان خزى كفار و افتضاح ايشان نمود در روز قيامت در عقب آن ذكر بيان قصه قارون و خسف او بزمين فرمود و بيان كرد كه قارون از جمله ايشان بود و هم چنان كه در دنيا مفتضح شد در قيامت نيز مفتضح خواهد بود و فرمود كه بدرستى كه قارون بود از قوم موسى از ثعلبى مرويست كه وى عم موسى بوده و موسى پسر برادر او اين قول محمد ابن اسحق است و نزد جماعت ديگر خواهرزاده وى و عطا از ابن عباس نقل كرده كه پسر خاله وى بود و اين قول را از ابى عبد اللَّه (ع) روايت كردهاند و نزد ابن جريح پسر عم موسى است چه پدر قارون يصهر ابن قاهث است و پدر موسى عمران ابن قاهث است از اولاد لاوى ابن يعقوب و قارون را از غايت خوبى صورت و زيبايى طلعت منور خواندندى و در قرائت تورية اقرء بنى اسرائيل بوده و يكى از سبعين مختار او بود ايمان بموسى آورده بود و در زمان فقر و احتياج مردى متواضع و متخلق بوده و