تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٥ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٦٠ تا ٧٣
عِنْدَ اللَّهِ نزديك خداست و هيچ ملكى مقرب و پيغمبر مرسل را بر آن اطلاع ندادهاند وَ ما يُدْرِيكَ و چه چيز دانا گردانيد ترا يعنى مطلقا نميدانى لَعَلَّ السَّاعَةَ شايد كه آمدن قيامت تَكُونُ قَرِيباً باشد نزديك قريب صفت شيئى محذوفست و يا منصوب بر ظرفية و تقدير اينكه شيئا قريبا يا آن كه تكون الساعة عنقريب و ميتواند بود كه خبر ساعت باشد و تذكير آن بجهة اين باشد كه ساعت بمعنى يوم قيامتست و در اين تهديد مستعجلين است و اسكات متعنتين و ميتواند بود كه اين براى تسليت حضرت رسالت (ص) باشد يعنى بدان اى محمد كه قيامت عنقريب مىرسد پس بايد كه بسبب استهزاء ايشان يا جفاى آن غمگين نگردى إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى لَعَنَ الْكافِرِينَ لعن كرده است و از رحمت خود دور كرده ناگرويدگان را يعنى منكران حشر و نشر وَ أَعَدَّ لَهُمْ و آماده كرده است براى عذاب ايشان سَعِيراً آتشى بغايت افروخته كه طبقه از طبقات دوزخست و گويند سعير ناميست از نامهاى قيامت و اول اشهر و اصحست و مويد اينست قوله خالِدِينَ فِيها يعنى در حالتى كه جاويدان باشند در آن سعير أَبَداً هميشه اين تاكيد خلود است يعنى در هيچوقت از آن آتش بيرون نيايند كما قال اللَّه لا يَجِدُونَ وَلِيًّا نيابند دوستى كه ايشان را بيرون آورد از دوزخ وَ لا نَصِيراً و نه مدد كار كه عذاب از ايشان باز دارد يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ متعلقست باعد يعنى حق تعالى دوزخ را براى ايشان آماده ساخته است در روزى كه گردانيده شود رويهاى ايشان و يا متعلق است با ذكر يعنى ياد كن روزى را كه رويهاى ايشان منقلب شود فِي النَّارِ در آتش از جهتى بجهتى به اين وجه كه گاهى ايشان را بر پشتخوابانند و گاهى بروى افكنند مانند گوشت كه در وقت بريان كردن در آتش گردانند و يا بجهت غليان گاهى روى ايشان در بالا باشد و گاهى در پائين مانند گوشت در ديك جوشان و يا مراد تغيير وجوه ايشانست از حالى بحالى و از هيئتى بهيئتى از اسود ادا و اصفرار و يا آنكه ايشان را مغلوب و منكوس در آتش اندازند و تخصيص وجه بذكر بجهة آنست كه آن اشرف و اكرم اعضاى انسانست و ميتواند بود كه وجه عبارت از جميع بدن باشد از قبيل تسميه شيئى باشرف اجزاى آن و قوله يَقُولُونَ ميتواند بود كه ناصب ظرف باشد يعنى در روزى كه وجوه ايشان متقلب شود و گويند يا لَيْتَنا اى كاش ما أَطَعْنَا اللَّهَ فرمان مىبرديم خداى را وَ أَطَعْنَا الرَّسُولَا و فرمان بردارى مىكرديم پيغمبر را تا باين عذاب معذب نمىشديم وَ قالُوا رَبَّنا و گويند اتباع و ارذال قوم