تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢١ - سوره لقمان(٣١) آيات ٣٠ تا ٣٤
مؤمنيناند چه در حديث آمده كه ايمان دو نصف است نصفى صبر است و نصفى شكر بعد از آن از حال سكينه سفينه خبر ميدهد كه وَ إِذا غَشِيَهُمْ و چون فرو گيرد و بپوشد اهل كشتى را و بر زبر ايشان در آيد مَوْجٌ كَالظُّلَلِ موج دريا كه در بزرگى مانند سايبانهاست يا مثل كوهها يا ابرها كه ذى ظلند دَعَوُا اللَّهَ بخوانند خداى را مُخْلِصِينَ در حالتى كه پاك كنندگانند لَهُ الدِّينَ براى خدا دين خود را و باخلاص وى را خوانندگانند بدون شوب شرك چه خوف شدايد آفت هوا و تقليد را كه منازع فطرتست زايل گردانيده باشد و ايشان را بمقام فطرت اصلى باز برده فَلَمَّا نَجَّاهُمْ پس آن هنگام كه برهاند ايشان را و برساند بسلامت إِلَى الْبَرِّ به بيابان يعنى بخشكى فَمِنْهُمْ پس برخى از ايشان مُقْتَصِدٌ راست ايستادهاند بر طريقه عدل كه آن طريق توحيد است و يا بعضى كافران از مرتبه فرط كفر خود تنزل نمايند و برخى ديگر بر اصرار خود باز گردند و بعضى ديگر برگردند از راه حق و جاهدان طريق توحيد باشند و مصر بر باطل مراد آنست كه مؤمنان ثابت باشند بر دعا و نياز خود و مشركان جاهد و منكر و يا عادل در وفا بعهد و يا متوسط در كفر و ظلم و تنزل نمايند از فرط كفر و ستمكارى وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا و انكار نكنند نشانهاى قدرت ما را إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ مگر هر غدر كننده كه عهد شكننده فطرت اسلام است يا ناقض عهدى كه در دريا با خداى خود كرده باشد و ختر بمعنى اشد غدر است كَفُورٍ ناسپاس هر نعم پروردگار خود را آوردهاند كه سبب اسلام عكرمة ابن أبي جهل اخلاص او بود خواندن خداى را در حين احاطه موج دريا و سدى از مصعب ابن سعد نقل كرده كه پدرم گفت كه چون روز فتح مكه واقع شد حضرت رسالت (ص) همه را امان داد مگر چار كس را كه فرمود
اقتلوهم و ان وجدتموهم متعلقين با ستار الكعبه
يعنى بكشيد آن چهار كس را و اگر چه بيابيد ايشان را كه دست زده باشند با ستار كعبه و آن عكرمة بن ابى جهل بود و عبد اللَّه ابن حنظل و قيس ابن ضبابه و عبد اللَّه ابن سعد بن ابى سرح و عكرمه در آن روز بسفر دريا رفته بود در اثناى دريا طوفان پيدا شد و نزديك بغرق شدن كشتى شد دست بدعا برداشت و از روى اخلاص خداى خود را بخواند و گفت بار خدايا اگرم نجات دهى از اين غرقاب من دست در دست محمد نهاده اسلام آورم چون نجات يافت نزد پيغمبر (ص) آمد و اسلام آورد و بعد از آن خطاب به جميع مكلفان ميفرمايد بقوله يا أَيُّهَا النَّاسُ اى جميع مردمان اتَّقُوا رَبَّكُمْ بترسيد از عقوبت پروردگار خود يا بپرهيزيد از ناشايستها وَ اخْشَوْا و بترسيد يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ از آن روزى كه