تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٤ - سوره القصص(٢٨) آيات ١٠ تا ١٩
خواست تا جزع كند و آشكار كند كه وا ابناه لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا اگر نه آن بودى كه ما بند نهاديم عَلى قَلْبِها بر دل او يعنى ببستيم و محكم كرديم دل او را بتوفيق بر صبر و ثبات و يا وحى و الهام لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ تا باشد او را از باور دارندگان وعده ما را كه آن انار ادوه اليك است و يا از و اتقان بحفظ خدا نه تبنى فرعون و عطوفت او هر آينه ظاهر كردى سر پسر خود را و دال بر حذف جواب لو لا كلام ما قبل است وَ قالَتْ و گفت مادر موسى (ع) لِأُخْتِهِ مر خواهر خود را كه او مريم نامداشت و اصح آنست كه وى كلثوم نام بود و شوهر او را غالب ابن يوشا گفتندى و بر هر تقدير مادر موسى او را گفت قُصِّيهِ بر پى برادر خود برو و از او خبر گير كلثوم بدرگاه فرعون آمد فَبَصُرَتْ بِهِ پسر بديد برادر خود را عَنْ جُنُبٍ از دور كه او را از دريا بدر آوردهاند و در كنار آسيه است وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ و ايشان نميدانستند كه او براى وى آمده است و در تجسس او است و يا خواهر ويست وَ حَرَّمْنا و حرام كرديم ما عَلَيْهِ الْمَراضِعَ بر موسى شير دهندگان را مِنْ قَبْلُ پيش از آمدن خواهر او مراضع جمع مرضيع است و يا مرضع كه بمعنى رضاع است و يا مرضع رضاع كه ثدى است يعنى شير دهندهها و شير دادنها و يا پستانها را كه مواضع شيرند بر موسى حرام گردانيديم قبل از آمدن خواهر او و او را از آن بازداشتيم تا اعضاى او با شير اهل كفر تربيت نيابد آوردهاند كه هشت شبانه روز موسى (ع) شير كسى نگرفت و آسيه و قوم او از آن حال مضطرب شدند اما موسى (ع) انگشت مسبحه خود را ميمكيد و شير پاك بيرون مىآمد و ميخورد چون كلثوم دانست كه آسيه براى دايه بغايت مضطربست پيش آمد فَقالَتْ پس گفت كه هَلْ أَدُلُّكُمْ آيا دلالت كنم شما را عَلى أَهْلِ بَيْتٍ بر اهل خانه كه از روى شفقت يَكْفُلُونَهُ در پذيرند اين كودك را أَدُلُّكُمْ براى شما وَ هُمْ و آن اهل بيت لَهُ ناصِحُونَ مر او را نيكوخواهان باشند و در ارضاع و تربيت او تقصير نكنند آوردهاند كه چون هامان اينكلمه بشنيد گفت اين زن را بگيريد كه او ميداند كه اين فرزند از كدام خانواده است كلثوم دريافت گفت من بدين معنى گفتم كه و هم للملك ناصحون نيكو خواه فرعون باشند نه از آن كودك پس وى را دلدارى داده گفتند برو و آن كسى را كه گفتى بياور كلثوم برفت و صورت حال با مادر گفته او را بياورد گفتند اين كيست گفت زنيست كه فرزند وى را كشتهاند در آن حال موسى بر كنار فرعون بود و گريه ميكرد و فرعون