تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٩ - سوره سبإ(٣٤) آيات ١٠ تا ١٩
و اينكه جن در واهمه ايشان انداخته بودند كه علم غيب ميدانند باطل بوده و بنا بر اين مقتضى مقام اين بود كه (تبينت الانس و الجن لو كانوا يعلمون الغيب) الخ هم چنان كه در مصحف ابن مسعود است و لكن بجهت الزام حجت تغيير نظم داده هم چنان كه كسى با غير مناظره ميكند و بر او الزام حجة مينمايد و ميگويد هل تبين لك انك على باطل و ارباب تواريخ آوردهاند كه عمر سليمان عليه السّلام پنجاه و سه سال بود و چهل سال پادشاهى كرد و در روزى كه پا بر سرير سلطنت نهاد سيزده ساله بود و بعد از آنكه چهار سال از پادشاهى او گذشته بود بنياد عمارت بيت المقدس نمود و اينكه جن متحمل مشاق عظيمه و اعمال جسميه ميشدند با آنكه لطيف الجسم و رقيق البنيهاند به اين وجه بود كه حقتعالى تغيير خلقت ايشان داده بود و قوت تام بايشان عطا فرموده و جسم ايشان را زياده كرده بر وجهى كه حامل امور شاقه و اعمال صعبه مىشدند و اين بجهت معجزه سليمان عليه السّلام بود بر صدق دعوى نبوت و همه ديوان در دست او مانند اسيران بودند و چون سليمان وفات يافت بخلقه اصليه خود رجوع كردند و قوت ايشان بر تحمل مشاق عظيمه زايل گشت و اكنون بر خلقت اصلى خودند و بعد از ذكر قصه سليمان و امر كردن بآل داود بتاديه شكر گذارى بر نعم جليله كه بايشان عطا فرموده بود بيان قصه سبا ميكند به آنچه دال است بر حسن عاقبت شكور و سوء خاتمه كفور ميفرمايد كه لَقَدْ كانَ بدرستى كه بود لِسَبَإٍ مر اولاد سبأ بن يشخب بن يغرب بن قحطان را فِي مَسْكَنِهِمْ در مسكنهاى ايشان يعنى در بلده يمن كه مسكن و ماواى ايشان بود آيَةٌ علامتى و دلالتى بر وجود صانع و قدرت كامله او و سبوغ نعم او و مجازات او بمحسن و مسيء در شكر و كفران سبوغ نعم او و جمع مسكن به اعتبار تعدد مواضع سكناى ايشانست و حفص مسكن را بفتح كاف مىخواند و كسايى بكسر كه صيغه مفرد است و يا خبر مبتداء محذوفست اى هى جنان يعنى آيتى كه در مساكن اهل سبا گفته شد دو بوستان بود و تسميه اولاد سبا بسباء از قبيل تسميه قبيله است باسم پدر ايشان و اين از عادت عربست كه تسميه قبيله نمايند باسم پدر ايشان و فروة بن مسبك روايت كرده كه حضرت رسالت را پرسيدند كه يا رسول اللَّه سبا مرد بود يا زن فرمود كه سبا مردى بود از عرب و او را ده پسر بود شش متيمن و چهار متشام و امام آنها كه متيمن بودند از دو كنده و مذحج و اشعرون و انمار و حميراند پس مردى گفت يا رسول اللَّه (ص) انمار كدام قبيله است فرمود آنهااند كه خثم و بحيله از ايشانند اما آن چهار كه متشامند عامله است و خرام و جدام و لحم و غسان پس مراد بسبا اينجا قبيلهاند كه اولاد سبأ بن يشخب اند و در مختار القصص مذكور است كه فرزندان سبا را در حوالى مارب كه از ولايات يمن است و ميان آن