تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٥ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
از شب تاريك جهالت بروشنى روز معرفت رسيدهاند و بميامين لوامع هدايت ما از بيداى ضلالة رسته بصراط مستقيم و طريق قويم رسيدهاند كما قال اللَّه تعالى وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ و مژده ده اى محمد مؤمنان را كه سالك طريق حقند و تابع اوامر و نواهى تو بِأَنَّ لَهُمْ بآنكه مر ايشانراست مِنَ اللَّهِ از نزديك خداى فَضْلًا كَبِيراً بخششى بزرگ و زياده بر مزد اعمال ايشان و يا افزون بر ساير امم و ميتواند بود كه معطوف عليه اين جمله فعليه محذوف باشد اى فراقب اموال امتك و بشر يعنى تو مژده دهنده و بيم كننده مردمان را و خواننده ايشان براه راست و چراغ روشن كه سبب رسيدن ايشانست به مقاصد مطلوبه و مطالب مرغوبه پس مراقبت احوال امت خود كن و مژده ده ايشان را بمزيت مثوبت زياده بر قدر استحقاق ايشان وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ و فرمان مبر ناگرويدگان و منافقان را اين تهييجست مر آن حضرت را بر آنچه او بر آن بود از مخالفت ايشان يعنى بر مخالفت ايشان ثابت قدم باش وَ دَعْ و بگذار و دست بدار أَذاهُمْ از رنج و آفت رسانيدن ايشان يعنى در صدد انتقام و مجازات ايشان مباش كه من شر ايشان را از تو كفايت كنم و ميتواند بود كه اضافه اذا بضمير اضافه مصدر بمفعول باشد يعنى دست باز دار از ايذا رسانيدن تو بايشان و گويند معنى آنست كه ايشان را بر كفر مؤاخذه مكن و لهذا ابن عباس فرمود كه اين آيه منسوخ اسب بآية السيف وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ و توكل كن بر خداى در دفع ايشان چه او كفايت شر ايشان خواهد كرد وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا و پسنديده است خداى كار ساز و مهم پرداز يعنى كافيست در آنكه همه كار را باو باز گذارند يا نگاهبانان مؤمنان از شر دشمنان و يا ضامن مر وعده نصرت و غالبية ترا و ميتواند بود كه چون حقتعالى در آيه متقدمه وصف پيغمبر نموده به پنج صفت در اين آيه هر يك از آن صفات را بخطابى كه مناسب آنست مقابل گردانيده باشد پس بشر المؤمنين مقابل شاهد است زيرا كه آن حضرت شاهد است بر امة خود و امة او شاهد بر ساير امم و اينفضل كبير است و ميشايد كه مقابل شاهد محذوف باشد كه آن امر است بمراقبت چنان كه گذشت زيرا كه ما بعد آن در حكم تفصيل است و اعراض از مشركان و منافقان مقابل مبشر است زيرا كه هر گاه رسول از ايشان اعراض كرده باشد پس من جميع الوجوه اقبال نموده بر مؤمنان و اين مناسب بشارتست و يا آنكه امر به بشارت مؤمنان مقابل مبشر باشد بر تقدير حذف مقابل آن كه مراقبه است و نهى از مجازات كفار و مبالات باذيت ايشان مقابل نذير است زيرا كه هر گاه از مكافات ايشان اعراض نموده باشد پس لا محاله آن اذيت را ناچار باشد از عقاب اجل و امر بتوكل بر او