تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٢ - سوره الروم(٣٠) آيات ١ تا ٩
يا قيام قيامت لَكافِرُونَ ناگرويدگانند و منكران و پندار ايشان آنست كه دنيا ابديست و آخرت سمت وقوع نپذيرد و در مجمع آورده كه علم متفكر در نفس خود بجهة آنست كه آن مستلزم علم او است بآنكه خلق جميع اشياء مقرون بحق است و مصحوب بغرض و حكمت كه هر گاه شخصى بطريق تفكر عالم شد بآنكه او محدث و مخلوقست و او را لا بد است از محدث قديم كه قادر و عالم و حكيم باشد و فعل قبيح نكند هر آينه خواهد دانست كه محدث قديم او را بعبث ايجاد نكرده بلكه بجهت غرض صحيح خلق فرموده كه آن تعريض است بثواب و اين تمام نميشود مگر بتكليف پس ناچار است او را از جزاء كردار و چون آن جزا را در دنيا نمىيابد پس البته خواهد دانست كه در سراى ديگر جزا داده خواهد شد بعد از آن بنوعى ديگر تنبيه بندگان مىكند بقوله أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا آيا سير نمىكنند استفهام براى تقرير است يعنى البته سير مىكنند فِي الْأَرْضِ در زمين يعنى بمصارع ثمود و عاد بوقت تجارت فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ پس ببينند كه چگونه بود عاقِبَةُ الَّذِينَ سرانجام كار آنان كه بودند مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از ايشان از امم ماضيه كانُوا بودند آن گروه أَشَدَّ مِنْهُمْ سختتر از اهل مكه قُوَّةً از روى توانايى چون عاد و ثمود و اضراب ايشان وَ أَثارُوا الْأَرْضَ و به گردانيدند زمين را يعنى تقليب ظاهرا نكردند بباطن و عكس جهت زراعت حبوب و غروس و اشجار و استخراج معادن و استنباط آب و غير آن و تسميه ثور بجهت آنست كه اثاره زمين مىكند و تسميه بقر بجهت آنكه بقر شق آن مىكند وَ عَمَرُوها و عمارت كردند آن را از بناء دور و تشييد قصور و غير آن أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها بيشتر از آنچه عمارت كردند مكيان كه اهل وادى غير ذى زرعند و مر ايشان را در غير آن موضع تبسيطى نيست و يا آنكه عمر يافتند در دنيا بيشتر از اعمار قريش وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ و آمدند بايشان پيغمبران ايشان بِالْبَيِّناتِ بآيتهاى روشن و يا معجزهاى هويدا و ايشان بدان نگرويدند و حقتعالى دمار از روزگار ايشان برآورد فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ پس نبود خدا كه ظلم كرده باشد برايشان يعنى بى ارسال رسل و بى كفر و تكذيب ايشان را هلاك كرده باشد وَ لكِنْ كانُوا و ليكن بودند كه أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ كه بر نفسهاى خود ستم كردند بجهة علم ايشان بآنچه مؤدى تدمير و استيصال ايشان شده از معرفت ايشان بموجبات عقوبات و عدم قبول ايمان در آيه نهاكم اهل مكه است