تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٧ - سوره يس(٣٦) آيات ٢٠ تا ٢٩
غير او و لهذا اضافه بعثت بايشان نموده بر سبيل تهديد و ترهيب گفته كه وَ إِلَيْهِ و بسوى حكم و جزاى او تُرْجَعُونَ باز گردانيده خواهيد شد و نيز بجهة امحاض نصيحت بار ديگر بر طرز سابق ايراد كلام نموده به اين طريق أَ أَتَّخِذُ يا فرا گيرم مِنْ دُونِهِ بجز خداى بحق آلِهَةً خدايان ديگر كه بتانند إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ اگر اراده نمايد خداى مرا بِضُرٍّ بضررى و گزندى يعنى خواهد كه ضررى بمن رسد لا تُغْنِ عَنِّي كفايت نميكند و رفع نمينمايد از من شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً درخواست آن بتان چيزى را يعنى از شان ايشان شفاعت نيست تا از من بلا دفع توانند كرد اين رد قول ايشانست كه ميگفتند هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ وَ لا يُنْقِذُونِ و خلاص نكنند و نرهانند مرا از مضرت بنصرت و مظاهرة پس اگر من آن را كه قدرت ندارد بر نفع و ضرر پرستش نمايم و عبادت آنكه قادر است برسانيدن نفع و رهانيدن از ضرر دست بدارم إِنِّي إِذاً بدرستى كه من آن گاه لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ در گمراهى آشكارا و هويدا باشم چون قوم اينسخن از او شنيدند بقصد قتل او برخواستند و او توجه بجانب رسولان كرد و گفت إِنِّي آمَنْتُ بدرستى كه من ايمان آوردهام و گرويدهام بِرَبِّكُمْ بآفريدگار شما فَاسْمَعُونِ پس بشنويد ايمان مرا تا فردا از براى من گواهى دهيد و گفتهاند كه او اينخطاب با قوم كرد و گفت من به پروردگار و آفريدگار شما ايمان آوردهام پس سخن مرا بشنويد و نصيحت مرا بسمع قبول استماع كنيد و ايشان او را سنگ ميزدند و او ميگفت اللهم اهد قومى و سدى و قتاده گفتند كه سنگسارش كردند و در بازار انطاكيه دفن كردند و قولى آنست كه او را كشتند و خدا او را زنده كرد و به بهشت برد ابن مسعود بر آنست كه او را لگد كوب ميكردند تا در زير قدم ايشان هلاك شد و حسن بصرى گفته كه وى را مصلوب كردند و ملائكه او را بآسمان بردند قِيلَ گفتند مر او را كه ادْخُلِ الْجَنَّةَ در آى در بهشت و در كشاف آورده كه اينكلام در مخرج استيناف است زيرا كه آن از مظان مسئله است از حال حبيب نزد لقاى پروردگار خود گويا كه قايلى گفته كه كيف كان لقاء ربه بعد ذلك التصلب فى نصرة دينه فقيل قيل ادخل الجنة و قيل له نگفت زيرا كه غرض مقول له نيست بلكه مقول است يعنى ادخل للجنة قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي گفت كاشكى قوم من يَعْلَمُونَ دانا ميبودند بِما غَفَرَ لِي رَبِّي بآنچه آمرزيد مرا پروردگار من يعنى بآن چيزى كه سبب آمرزيدن من شد از ايمان آوردن و