تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٦ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ١٠ تا ١٩
كرد و بنقض آن جزاء خواهند يافت حقتعالى تذكير عهد ايشان نمود در اين آيه و آن را با ياد ايشان آورد تا ايشان را فرو نگذارند و بآن وفا نمايند و مقاتل گفته كه ايشان اين معاهده را با پيغمبر (ص) در ليلة العقبه كردند كه حفظ نفس او كنند و او را از شر دشمن نگهدارند و گويند مراد از اين جماعتى بودند كه از بدر غائب بودند و گفتند لئن اشهدنا اللَّه قتالا لنقاتلن و سؤال از عهد بلفظ ماضى بجهة تاكيد است و تحقيق وقوع آن بعد از آن فرمود كه قُلْ بگو اى محمد (ص) اين منافقان و ضعيفان اهل اسلام را كه به هيچ وجه لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ سود نمىدارد شما را گريختن إِنْ فَرَرْتُمْ اگر بگريزيد مِنَ الْمَوْتِ از مرگ أَوِ الْقَتْلِ يا از كشتن يعنى خواه از مرگ گريزيد و خواه از قتل كه فايده بر آن مترتب نخواهد شد چه هر شخصى را لا بد است كه عاقبت كار او موت باشد يا قتل در وقتى معين كه حكم قضا بدان نافذ گردد و فرق ميان موت و قتل آنست كه موت انتفاى حياتست و هيچكس بر آن قادر نيست مگر حق و قتل نقص بينه حيوانيه است كه غير از حقتعالى بر آن قدرت دارد وَ إِذاً و آن هنگام كه بگريزيد يعنى اگر مثلا فرار نفع رساند بشما و مهم شما در تاخير افتد بجهة ترسيدن زمان اجل لا تُمَتَّعُونَ برخوردار نخواهيد شد إِلَّا قَلِيلًا مگر بر خوردارى اندك يا زمانى اندك چه آخر شربت فنا نوشيدنى و خرقه موت پوشيده نيست مراد بقلت وقت آجالست چه آن در زمان قصير به اين كس ميرسد و اين بديهيست كه امتداد دنيا نسبت بامتداد آخرت در نهاية قلتست چه جاى امتداد عمر هر يك از اهل دنيا آوردهاند كه در شهرى كه عبد الملك مروان بود و باء واقع شد وى برخواست و از آن شهر بيرون رفت وى را گفتيد چرا از شهر بيرون رفتى نه حقتعالى مىفرمايد لن ينفعكم الفرار الخ گفت ذلك القليل نطلب من بطلب آن اندك ميروم يعنى تا وقت اجل مسمى مرا حيات باشد و بچنگال اجل گرفتار نشوم قُلْ بگو اى محمد بايشان كه مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ كيست آنكه نگاهدارد شما را مِنَ اللَّهِ از حكم خداى و قضاى او إِنْ أَرادَ بِكُمْ اگر خواهد خداى بشما سُوءاً بدى كه آن نكبت و هلاكتست أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً يا خواهد بشما نعمتى كه نصرتست و تاخير موت تقدير آيه كه من ذا الذى يعصمكم من اللَّه ان اراد بكم سوءا او يصيبكم بسوء ان اراد بكم رحمة پس صحيح باشد كه رحمة قرين سوء باشد در عصمت و حذف بجهت اختصار كلامست كما فى قوله متقلد سيفا و رمحا و ميتواند بود كه كلام محتاج تقدير نباشد زيرا كه عصمت در معنى منعست پس حمل ثانى بر اول صحيح باشد وَ لا يَجِدُونَ و نمىيابند مردمان لَهُمْ براى خويش مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از