تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٧ - سوره القصص(٢٨) آيات ١٠ تا ١٩
طبق ياقوت و آتش حاضر كردند موسى خواست كه دست بياقوت دراز كند جبرئيل دست او را بآتش رسانيد و پاره آتش برداشته در دهن نهاد و زبانش بسوخت و كرهى بر زبانش پيدا شد و بجهت اين نيك تكلم نميتوانست نمود فرعون با وجود اين از او متوهم شده بفرمود تا او را از آن شهر بيرون بردند موسى در حوالى شهر نشو و نمو مينمود تا بزرگ شد و در روايت ديگر نقل كردهاند كه فرعون موسى را بجهت اجتماع بنى اسرائيل بر او از شهر او را اخراج كرد و مدت مديد در خارج شهر بسر ميبرد پس وقتى در شهر درآمد كه مردم از او غافل بودند و او را فراموش كرده بودند فَوَجَدَ فِيها پس يافت در آن شهر رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ دو مرد كه خصومت و منازعه ميكردند هذا مِنْ شِيعَتِهِ آن يكى از پيروان موسى (ع) بود يعنى از بنى اسرائيل نام او سامرى بود و گفتهاند ميحا وَ هذا و انديكر مِنْ عَدُوِّهِ از دشمنان او يعنى قبط اشاره بر سبيل حكايتست و نام ان قبطى فاتون بود و يافليقون و او خباز فرعون بود بنى اسرائيل را تكليف هيزم كشيدن ميكرد تا آن را بمطبخ فرعون برد و چون موسى آنجا رسيد فَاسْتَغاثَهُ پس فرياد خواست بموسى الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ آن كس كه از گروه او و پيروان او بود عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ بر آن كس كه از دشمنان او بود يعنى سبطى اعانت طلبيد از موسى بر آنچه دفع ظلم قبطى كند و تعدى استغاثه بعلى بجهت آنست كه متضمن معنى اعانت است چنانچه باين مفسر شد ابو بصير از ابو عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه فرمود
ليهنئكم
اسم بايد كه نامى شما را خوشحال و مبارك گرداند من گفتم كدام نامست فرمود
الشيعة اما سمعت اللَّه تعالى يقول فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ
آن اسم سامى و نام نامى شيعه است نشنيده كه حقتعالى ميگويد كه فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ الخ از سعيد ابن جبير روايتست كه چون موسى بزرگ شد و بنى اسرائيل بر او جمع شدند و در حمايت وى ميبودند و كسى بجهت وى نتوانستى كه با بنى اسرائيل در مقام تعرض درآيد چه او قوتى تمام داشت و پسر خوانده فرعون بود روزى فرعونى بنى اسرائيل را گرفته بود و باو تعدى ميكرد موسى در گذار آمد آن بنى اسرائيلى از او استغاثه نمود موسى وى را گفت دست از وى بدار گفت ميخواهم كه هيزم بمطبخ پدرت برد موسى بر سبيل مدافعه دست برآورد فَوَكَزَهُ مُوسى پس مشت زد موسى او را و با سر انگشت بر او زد و بروايت قتاده عصا بر او فرود برد فَقَضى عَلَيْهِ پس بكشت او را و تسميه قتل بقضا از قبيل تسميه مسبب است باسم سبب و از اين قبيل است قضى