تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٥ - سوره السجده(٣٢) آيات ١ تا ٩
روز قيامت نامه عمل او را بدست راست او دهد و بآنچه از او صادر شده باشد او را حساب نكند و از رفقاى سيد ابرار و ائمه اطهار باشد و نيز از پيغمبر (ص) ماثور است كه هر كه اين سوره را در خانه خود بخواند شيطان تا سه روز داخل آن خانه نشود و بدانكه چون حقتعالى ختم سوره لقمان نمود بدلايل ربوبيت افتتاح اين سوره نيز باين مضمون كرده و فرمودند كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم از امير المؤمنين (ع) منقول است كه هر كتاب خداى را خلاصه هست و خلاصه قرآن حروف مقطعه است و در الم گفتهاند كه الف از اقصاى حلق آيد و آن اول مخارجست و لام از طرف لسان گفته شود و آن اوسط مخارجست و ميم از شفه خيزد و آن آخر مخارجست و اين سخن اشاره است بآن كه بنده بايد كه در مبادى و اواسط و اواخر اقوال و افعال خود بذكر حقتعالى مستانس باشد و اشهر اقوال الم بمعنى انا اللَّه اعلم است چنان چه مراد مذكور شد و باقى اقوال و وجوه در تفسير اين كلمه در افتتاح سورة البقرة و اوايل سوره كه مفتحند بحروف مقطعه سمت تحرير پذيرفته و ببايد دانست كه الم اگر اسم اين سوره يا قرآن است مرقوع المحل است بابتدائيه و خبر ان قوله تَنْزِيلُ الْكِتابِ يعنى اين سوره يا قرآن كتابيست كه فرستاده شده از نزد رب الارباب آيه آيه و سوره سوره و بر حسب مصلحت در اوقات مختلفه و بنا بر اين تنزيل بمعنى منزلست و اگر تعديد حروفست پس تنزيل خبر مبتداى محذوف است اى هذه السورة تنزيل الكتاب و يا مبتداست و خبر آن قوله لا رَيْبَ فِيهِ يعنى فرو فرستادن اين كتاب كه قرآن است هيچ شكى نيست در او يعنى نزد مهتديان بلا شبهه منزل است مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ از نزد پروردگار عالميان و شك مبطلان معتد به نيست بجهت عناد و جحود ايشان و يا آنكه شك منتفى است در كلام پروردگار عالميان بجهت عجز جاحدان از آوردن مثل آن و نزد بعضى معنى آن نهى است اى لا ترتابوا فيه و ريب اقبحست از شك و بنا بر آنكه لا ريب فيه خبر ما تقدم باشد اين جار و مجرور حال خواهد بود از ضمير فيه زيرا كه مصدر عمل نميكند در آنچه بعد از خبر است و ميتواند بود كه خبر ثانى باشد و لا ريب فيه حال از كتاب يا جمله معترضه و ضمير در او راجع بمضمون جملهاى لا شك فى تنزيه من اللَّه و مؤيد اينست قوله أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ چه اين انكار كينونة قرآنست از نزد رب العالمين و معنى آنكه ايا ميگويند اهل مكه كه بر بافته است محمد اين را از نزد خود يعنى انكار حقيقت آن كرده اسناد افترا بآن كردهايد و قوله بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ تقرير حقيت آنست يعنى نه چنان است كه ميگويند كه