تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٦ - سوره فاطر(٣٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
بعمل خود معجب بود و تقديم مفعول بجهة آنست كه مقصود حصر فاعليت است و اگر منعكس شود معنى منقلب گردد و اين غير مقصود است اينجا بعد از آن تعليل وجوب خشيت مينمايد بقوله إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ بدرستى كه خداى غالب است در انتقام كشيدن از آن كسى كه مصر باشد بر طغيان غَفُورٌ آمرزنده مر كسى را كه تائب شود از حق معاقب و مثيب آنست كه از او بترسد و يا قادر است بر عقوبت كسانى كه از او خاشى نباشند و آمرزنده آنان كه از او ترسند و در مجمع آورده كه تخصيص علما بخشيت جهة آنست كه عالم احذر است و مر عقاب الهى را از جاهل بجهة اختصاص او بمعرفة توحيد و عدل و تصديق بعث و حساب و ثواب و عذاب و اينكه از بعض علما معصية صادر ميشود يا بجهة قصور است در علم و اعتقاد او كه آن راجع بجهل است و يا بجهة غلبه لذت شهوت عاجل است بر او يا آنكه معتقد نشاه اجل است و عالم بحقيقت عذاب و عقاب آن و خاشى و خايف از آن پس از روى خشية مرتكب آن نميشود بخلاف جاهل مطلق كه بدون خشيت بعمل قبيح اقدام ميكند انتهى و يا آنست كه چون حق سبحانه و تعالى را بخشش گناهان ميداند و او را كريم و آمرزنده و مهربان ميشمارد جرات نموده بر گناه اقدام مينمايد و يا آنست كه چون حضرت ايزدى را عز شانه و جل برهانه قبول كننده توبه ميداند باميد آنكه هر گاه روح بغرغره رسد توبه اين كس قبول ميشود باين اميد مرتكب معاصى ميشود و اين عالم كالجاهل است و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه
يعنى بالعلماء من صدق قوله عمله و من لم يصدق قوله عمله ليس بعالم
يعنى مراد حقتعالى بعلما كسانىاند كه كردار ايشان مصدق گفتار او بود و هر كه فعل او موافق قول او نباشد عالم نيست و مؤيد اينست كه بعد از اين ميفرمايد كه إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ بدرستى كه آنان كه پيوسته ميخوانند كتاب خداى را جل و عز و يا متابعت ميكنند آنچه در اوست از احكام و اين از تلاوة و يا از تلو ماخوذ است و مراد بكتاب قرآنست و ميتواند بود كه جنس كتاب باشد و بنا بر اين ثنائيست بر مصدقان امم سابقه بعد از اقتصاص حال مكذبان وَ أَقامُوا الصَّلاةَ و بپا داشتهاند نماز را در اوقات آن بآداب و شرايط آن وَ أَنْفَقُوا و نفقه كردهاند در راه ما مِمَّا رَزَقْناهُمْ از آنچه روزى دادهايم ايشان را سِرًّا پنهان از خوف آنكه بر ما مشوب نشود وَ عَلانِيَةً و آشكارا بسبب طمع آنكه سبب رغبت ديگران گردد بتصدق يا سر در مسنونه بجهة خلوص قربة و علانيه در مفروضه بجهة رفع تهمت از خود يا انفاق ايشان كيف ما انفق است بدون قصد خاص و نصب سر او علانيه بر حاليت است اى انفقوا مسرين و معلنين و يا صفة مصدر