تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٦ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
مفعول اول نيست و نيز نميتواند بود كه ما بعد آن مفعول دوم باشد بجهة عدم زعم ايشان بآن و خلاصه معنى آنست كه اگر شما در دعوى الوهيت ملائكه صادقيد پس بخوانيد ايشان را تا ببينيد كه در جذب منافع و دفع مضار مددى ميرسانند بشما يا نه يعنى ايشان را بعيون آفريدگار اختيار و اقتدار نيست و محتمل است كه خطاب بهمه كفار باشد و معنى اينكه بخوانيد الهه خود را آيا هيچ اجابت ميكند شما را و چگونه اجابت كنند كه به هيچ وجه لا يَمْلِكُونَ مالك و قادر نيستند آن معبودان مِثْقالَ ذَرَّةٍ همسنگ مورچه خورد از خير و شر فِي السَّماواتِ در آسمانها وَ لا فِي الْأَرْضِ و نه در زمين يعنى در امر آسمان و زمين قدرة ندارند و ذكر سماوات و الارض بجهة عموم عرفيست يعنى در هيچ چيز قادر نيستند و يا بجهة آنكه الهه كفار بعضى سماويند چون ملائكه و كواكب و برخى ارضى چون اصنام و يا باعتبار آنكه انصاب فريبه خير و شر شما سماوى و ارضىاند و اين جمله مذكوره استينافست براى بيان احوال ايشان وَ ما لَهُمْ و نيست ملائكه يا بتان را فِيهِما در آسمان و زمين مِنْ شِرْكٍ هيچ شركتى يا خداى بحق نه در آفريدن و نه در تصرف كردن يعنى بهيچ وجه در خلق و ملك خدا شركت ندارند وَ ما لَهُ مِنْهُمْ و نيست مر خداى را از اصنام و ملائكه مِنْ ظَهِيرٍ هيچ بارى و مددكارى در تقدير و تدبير امر آسمان و زمين بعد از آن رد مظنه كفار ميكند بشفاعة ملائكه و اصنام حيث قالوا هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ ميفرمايد كه وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ و سود نكند شفاعة هيچكس عِنْدَهُ نزديك خدا يعنى گمان شفاعة كه بملايكه و يا اصنام دارند محقق نخواهد گشت زيرا كه درخواست نفع ندهد إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ مگر كسى را كه دستورى داده باشد خدا مرا او را در خواست نمودن را و ابو عمرو و كسايى و حمزه اذن ميخوانند بصيغه مجهول يعنى مگر كسى را كه اذن داده شده باشد چه اهل معاصى از اهل ايمان مر شافعان آنها را كه انبيا و ملائكهاند و صلحاى امت اذن داده باشد خدا براى ايشان شفاعت كردن و بنا بر اين مراد مشفوعى است كقوله تعالى وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى پس لام له در معنى اول از قبيل لام الكرم لزيد است و در معنى ثانى از قبيل لام جئتك لزيد حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ متعلق است بآنچه مفهوم ميشود از سوق كلام كه آن انتظار اذن است و توقع وقوع از كسانى كه اميد شفاعت داشته باشند و تقريع با كلمه عن بمعنى ازاله فرعست و كشف آن يعنى در روز قيامت شافع و مشفوع كه منتظر شفاعت باشند و در ترس و فزع گذرانند بجهة آنكه مبادا كه شفاعة ايشان مقبول نشود تا آنكه چون سلب فزع نمايند از دلهاى ايشان و دستورى شفاعة دهند قالُوا گويند بعضى