تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٢ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٣٠ تا ٣٩
للمحسنين منا اخرين و اخاف على المسيئين منا ان يضاعف له العذاب ضعفين كما وعد ازواج البنى
يعنى زين العابدين (ع) فرمود كه من اميدوارم كه از براى نيكوكاران ما دو اجر باشد از ثواب و ميترسم كه بر بدكاران ما عذاب دو چندان ديگران باشد هم چنان كه ازواج پيغمبر بآن موعود شده اند و محمد بن ابى عمير از ابراهيم ابن الحميد روايت كرده كه على ابن عبد اللَّه ابن حسين از پدر خود نقل نموده كه شخصى على ابن الحسين زين العابدين را گفت كه انكم اهل البيت مغفور لكم شما كه اهل بيت پيغمبريد مغفوريد و حقتعالى شما را مؤاخذه نميكند آن حضرت در غضب شد و فرمود
نحن اجرى ان يجزى فينا ما اجرى اللَّه فى ازواج النبى (ص) من ان تكون كما تقول انا نرى لمحسننا ضعفين من الاجر و لمسيئنا ضعفين من العذاب
ما سزاوارترين بآنكه جارى شود در ما آنچه حقتعالى جارى ساخته در زنان پيغمبر از آنكه باشيم هم چنان كه تو مىگويى بدرستى كه ما ميبينيم مر نيكوكار خود را دو مقدار اجر از ثواب و از براى بدكار خود دو مقدار از عذاب بعد از آن هر دو آيه مذكوره تلاوت فرمود بعد از ذكر مضاعفه ثواب و عقاب براى ازواج آن قدوه احباب اظهار فضيلت ايشان ميكند بر ساير نسوان بقوله يا نِساءَ النَّبِيِ اى زنان پيغمبر عاليمقدار لَسْتُنَ نيستيد شما كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ مانند يكى از زنان امت اصل احد وحد است بمعنى واحد و موضوعست در نفى عام و تانيث و تذكير و واحد و كثير در او مساويست پس معنى آنست كه شما اى جماعة زنان پيغمبر مانند جماعت واحده از جماعت نسا نيستيد چه شما مزيت و فضل داريد بر هر جماعتى از ايشان إِنِ اتَّقَيْتُنَ چنانچه ميترسيد از مخالفت خدا و فرمان بردار اوئيد و رسول او و تقوى و پرهيزكارى مىخواهيد فَلا تَخْضَعْنَ پس نرمى و فروتنى مكنيد بِالْقَوْلِ بسخن گفتن يعنى چون با كسى سخن گوئيد سخن نرم مگوييد هم چنان كه شعار زنانست كه راغب اجابتند فَيَطْمَعَ الَّذِي پس طمع كند در شما آن كسى كه فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ در دل او بيمارى ريب و تهمتست و قصد فجور و ناشايست دارد وَ قُلْنَ و بگوئيد قَوْلًا مَعْرُوفاً گفتارى نيكو و پسنديده دور از ريبت و تهمت يعنى سخن با خشونت و غلظت نه لينت در خبر است كه چون اين آيه آمد بعضى از زنان چون بر در سراى ايشان كسى آواز دادى و مردى نبودى تا جواب دهد انگشت در دهان نهادى و بآواز منكر و خشن جواب دادى وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَ و قرار و آرام گيريد در خانهاى خود و قرن در اصل اقررن است كه حذف را كردهاند و فتح آن را بما قبل دادهاند مانند ظلن و بحركة قاف از همزه وصله مستغنى شدهاند و يا ماخوذ است از قار يقار اذ اجتمع يعنى مجتمع شويد در خانههاى خود و كسانى كه بكسر قاف