تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٥ - سوره الروم(٣٠) آيات ٤٠ تا ٤٩
آشكارا شد تباهى فِي الْبَرِّ در بيابان بخشك سالى و قلت ربع در زراعات و موتان و طواغين و كثرت حرق و قتل و هدم وَ الْبَحْرِ و در دريا بطوفان و غرق سفن و يا محق بركات و كثرت مضار در بحر و بر و يا ضلالت و ظلم در آنها و نزد بعضى مراد ببحر قراى سواحل است يعنى بىبركتى و انواع مضرت و بليت سانح شد بر امكنه كه بعيدند از دريا و يا قريب بآن و از عكرمه منقولست كه عرب امصار را بحار ميگويند يعنى جذب و قحط و طاعون و موتان پيدا شد در برارى و در بلاد بِما كَسَبَتْ بسبب شأمة آنچه كرده أَيْدِي النَّاسِ دستهاى ادميان يعنى بشومى كسب معاصى و ظهور قبايح از ايشان كقوله تعالى وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ و نزد ابى عاليه مراد بفساد ارتكاب معاصى است از قتل و سبى و انواع ظلم و ضلالت پس معنى آنست كه ظاهر شد انواع ضلالت و ستمكارى از قتل و سبى بسبب كسب كردن ادميان آن را و اغلب علما بر آنند كه مراد از فساد ناآمدن بارانست چه وقتى كه باران نبارد در بيابان نبات نرويد و در دريا لؤلؤ و جواهر منعقد نشود صاحب كشاف اورده كه چون باران منقطع گردد جانوران آبى نابينا شوند و از ابن عباس مروى است كه فساد بر آن بود كه قابيل هابيل را بكشت و فساد بحر آنكه جلندى كشتيها را غصب كرد كقوله يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً و نزد بعضى مراد اثر فساد است يعنى اثر آن ظاهر شد در بيابان باهلاك اهل قرى و در دريا باغراق قوم نوح و آل فرعون و لهذا قتاده فرموده كه اينصورت قبل از بعث حضرت رسالت (ص) بود و چون آن حضرت مبعوث گشت اهل ظلم و ضلالت از درج فرط ضلال و ظلم نزول نمودند و لهذا در حين بعث آن حضرت تا غايت اهل بيابان پر از خير و بركت و خصب شدند و اهل درياها يعنى كسانى كه در قرى و بلاد ميبودند كه در حوالى دريا ميبودند و مستغرق نعمت و خير شدند و بروايت ديگر از ابن عباس مراد بناس در آيه كفار مكهاند و به برو بحر مواضع ايشان كه بعضى از آن از دريا دور بودند و برخى نزديك يعنى قحط و غلا در او پيدا شد بجهت دعاى پيغمبر (ص) پس بنا بر اين تقدير آيه آنست كه ظهر عقوبة الفساد فى البر و البحر و جايز است تسميه هلاك و خراب بفساد مانند تسميه عذاب بسوء و اگر چه آن محض حكمت و عدلست و بدانكه اصل براز بر است لانه يبر بصلاح المقام فيه و كذلك البر لانه يبر بصلاحه فى العذاء ثم و اصل بحر شق است لانه لانه شق فى الارض حاصل كه حقتعالى افساد اسباب دنيويه آدميان كرد لِيُذِيقَهُمْ تا بچشاند ايشان را بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا برخى از جزاى آنچه كردهاند چه تمام آن در آخرت