تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٢ - سوره يس(٣٦) آيات ١٠ تا ١٩
غايب ميشوند با ياران خود ميگويند كه إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ چون آن كسى كه تابع قرآنست و پيرو احكام آن از انذار تو ترسان است و هراسان فَبَشِّرْهُ پس مژده ده او را بِمَغْفِرَةٍ بآمرزش گناهان وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ و مزدى بزرگوار در آن جهان آوردهاند كه بنو سليم بجناب رسالت مآب عرضكردند كه خانهاى ما از مسجد دور است رخصت باشد كه نزديك مسجد خانه گيريم حضرت فرمود دياركم فانما تكتب اثاركم در سراهاى خود باشيد كه نشانهاى پاى شما را كه بمسجد تردد ميكنيد مينويسند هر گاه كه راه دورتر باشد ثواب قدم بيشتر باشد چه در هر گامى ثوابى بر آن مترتب خواهد شد حق سبحانه بر مصداق قول پيغمبر خود آيه فرستاد كه إِنَّا نَحْنُ بدرستى كه ما نُحْيِ الْمَوْتى زنده گردانيم مردگان را در روز بعثت يا دلهاى مرده را بهدايت وَ نَكْتُبُ و بنويسيم ما قَدَّمُوا آنچه از پيش فرستاده اند از اعمال صالحه و افعال طالحه و بر وفق آن مجازات دهيم وَ آثارَهُمْ و بنويسيم اثرهاى ايشان را يعنى نشانهاى اقدام ايشان را كه بمسجد ميروند پس هر خطوه مكفر خطبه خواهد بود و بهر قدمى از عناية لم يزلى رقمى بر صفحه احوال و صحيفه اعمال ايشان كشيده خواهد شد وَ كُلَّ شَيْءٍ و همه چيزها را از نيك و بد أَحْصَيْناهُ شمردهايم و بيان كرده يعنى همه آن را مكتوب ساختهايم فِي إِمامٍ مُبِينٍ در دفترى كه پيشواى روشن است يعنى لوح محفوظ كه سر دفتر جميع دفاتر است و آثارى كه بر آن منقش شده بتمادى روزگار تو مندرس نميشود بعضى بر آنند كه امام مبين صحيفه اعمال است كه اثر آن مندرس نميشود بعد از نزول اين آيه حضرت رسالت (ص) فرمود كه
ان اعظم الناس اجرا فى الصلاة ابعدهم اليها ممشى فابعدهم
يعنى بزرگترين مردمان در مزد نماز كسيست كه دورتر باشد راه آمدن ايشان بمسجد و بعد از آن كسى كه راه دورتر از او باشد جابر انصارى گفت كه چون اين سخن بشنيديم تمناى آن داشتيم كه خانهاى ما بيشتر دور باشد تا ثواب ما بيشتر باشد و بعضى گفتهاند كه آثار اعم است از آنكه حسنه باشد چون عملى كه تعليم مردمان نمايند و يا وقفى كه بر مواضع خير كنند و يا صدقه جاريه چون پل و مسجد و رباط و يا سيئه باشد چون اشاعه بدعت و تاسيس ظلم چه حق سبحانه و تعالى همه را مينويسد و بحسب مناسب هر اثرى مكافات و مجازات خواهد داد بعد از آن حقتعالى پيغمبر خود را امر مينمايد بر تمثل كردن اهل مكه باصحاب انطاكيه در رسوخ كفر و عناد و عدم اطاعت و انقياد با وجود معجزات ظاهره و آيات واضحه و ميگويد وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا و بيان كن اى محمد (ص) اهل مكه را مثلى مراد آنست كه مثل لهم مثلا يعنى مانند ساز مر ايشان را أَصْحابَ الْقَرْيَةِ بباران ديه انطاكيه و صاحب كشاف آورده كه اصل