اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٣ - دليل اوّل همان نسبتى كه بين عرض و معروض در تكوينيات وجود دارد، بين حكم و متعلّق حكم در شرعيات نيز وجود دارد
دارد و آن صورت ذهنيّهاى است كه در ارتباط با سفر بعد از يك ماه تحقق دارد ولى خارجيت مراد، يك ماه بعد تحقق پيدا مىكند و صورت ذهنيهاش، هنگام تحقق اراده بايد وجود داشته باشد و الّا لازم مىآيد اراده، فاقد متعلّق باشد. حال مىگوييم: شما كه مىگوييد: «حكم، نسبت به متعلّق، مثل بياض نسبت به جسم است» اگر بنا باشد حكم، بهمعناى اراده باشد- كه احتمال اوّل همين بود- در اين صورت، لازم نيست كه مراد شما الآن واقعيت خارجى داشته باشد، متعلّق اراده شما، صورت ذهنيّه صلاة است. و به عبارت ديگر: وقتى مولا مىخواهد به صلاة، امر كند، و شما هم حكم را بهمعناى اراده دانستيد، مىگوييم: اين اراده هم نياز به مراد دارد ولى مرادش صلاة خارجى با قصد امر خارجى نيست. اين مراد بالعرض است. مراد بالذات، صورت ذهنيّه صلاة و صورت ذهنيّه قصد الأمر است. آيا براى مولا ممتنع است كه همانطور كه در مقام اراده، صلاة را متعلّق اراده قرار مىدهد، صورت ذهنيّه قصد الأمر را هم متعلّق اراده قرار بدهد؟ اين چه مانعى دارد؟ صورت ذهنيّه قصد الأمر كه توقف بر امر ندارد.
صورت ذهنيّه قصد الأمر، عبارت از همان تصويرى است كه مولا دارد. همانطور كه مولا، صلاة را- قبل از وجود خارجىاش- تصوير مىكند و آن را متعلّق اراده قرار مىدهد، تقيّد اين صلاة بهصورت ذهنيّه قصد الأمر را هم متعلّق اراده قرار مىدهد و اين اشكالى ندارد. اين كجا توقف بر آمدن امر دارد؟ در حالى كه بايد مسئله برعكس باشد يعنى اوّل بايد قصد الأمر تحقق پيدا كند تا امر بتواند محقق شود. بنابراين آنچه موجب توهّم اين مستدلّ شده، اين است كه خيال كرده اراده، مستقيماً به مراد خارجى تعلّق مىگيرد، در حالى كه نه تنها در اينجا صورت ذهنيّه مطرح است بلكه مراد بالذات، همان صورت ذهنيّه است و مراد بالعرض عبارت از آن واقعيتى است كه بعداً تحقق پيدا مىكند. اين در صورتى است كه حكم بهمعناى اراده باشد و بعيد نيست كه مقصود آنان از حكم، همان اراده باشد.