اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٧ - بحث روايى
مذكور، اين نيست كه اعمالى كه از انسانها صادر مىشود، از آن مايهها سرچشمه مىگيرد و غير اختيارى است. تذكر: اعمال انسان و رسيدن به سعادت و شقاوت، در عين حال كه صددرصد اختيارى است ولى بعضى از علل و عوامل، انسان را به سعادت نزديك و بعضى از آنها انسان را از سعادت دور مىكند. اما آن عواملى كه انسان را به سعادت نزديك مىكند، رسيدن به سعادت را غير اختيارى نمىكند و آن علل و عواملى كه انسان را تا حدّى از سعادت، دور مىكند، اينچنين نيست كه اضطرار و اجبارى براى انسان، ايجاد كند. مثال: كسى كه نطفهاش از حلال است و با رعايت تمام آداب و سنن شرعيه منعقد شده، بعد هم در دامان خانوادهاى متدين تربيت يافته، از كسى كه نطفهاش از غذاى حرام تشكيل شده و در انعقاد نطفه او، آداب و سنن شرعى مراعات نشده باشد و در يك خانواده غير مذهبى پرورش يافته، به سعادت نزديكتر است. اما از هيچكدام از اين دو، سلب اختيار نشده است. البته چهبسا آن كسى كه با زحمت بيشتر به سعادت نايل مىشود، ارزش بيشترى داشته باشد، به خاطر همان ملاك «أفضل الأعمال أحمزها»، [١] زيرا او فاصله زياد و مشكلات فراوانى را پشت سر گذاشته تا به سعادت نايل شده، امّا بههرحال، هيچكدام از آنها به امر غير اختيارى منجر نمىشود و ارتباطى به ذات، ماهيت و لوازم ماهيت ندارد. [٢]
[١]- في حديث ابن عباس: «أفضل الأعمال أحمزها». أي أتقنها و أمتنها أقواها. مجمع البحرينِ: ج ٤، ص ١٦
[٢]- در اينجا بحث «جبر و تفويض» كه از دروس سطح حضرت استاد «دام ظلّه» نقل كرديم به پايان رسيد.