اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٢ - ٣- نظريه آيت اللَّه خويى «دام ظلّه»
٣- نظريه آيتاللَّه خويى «دام ظلّه»
آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» در اين زمينه مطلبى ذكر كردهاند كه بهنظر مىرسد خالى از اشكالات گذشته است و بهترين مطلبى است كه در اين زمينه گفته شده است. بهعنوان مقدّمه مىگوييم: مسأله اتحاد و عدم اتحاد طلب و اراده، بحثى نيست كه مرتبط به كلام نفسى باشد و بر محور يك واقعيت- اثباتاً و نفياً- دور بزند، بلكه اين بحث، يك بحث عرفى و لغوى است. [١] مىخواهيم ببينيم آيا طلب و اراده، دو معنا دارند يا براى يك معنا وضع شده و در تمام مراحل مترادفند و فقط در مرحله انصراف، بين آنها مغايرت وجود دارد. آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» فرموده است: در معناى اراده، بحثى نيست. اراده، همان صفت قائم به نفس و آن واقعيت نفسانيهاى است كه از آن به شوق مؤكّد تعبير مىشود و ظرف آن عبارت از نفس انسان است. و شوق، يك امر اعتبارى نيست بلكه يك واقعيت و يك حقيقت قائم به نفس است كه محلّ آن، نفس مىباشد. ولى بحث در ارتباط با معناى طلب است، آيا طلب، در لغت، براى چه معنايى وضع شده است؟ كلام ايشان- با توضيح مختصرى از جانب ما- اين است كه ما وقتى به لغت مراجعه مىكنيم مىبينيم، لغت، طلب را به «محاولة وجدان الشيء و أخذه» معنا مىكند. يعنى طلب، عبارت از اين است كه انسان، فعاليت و عمل مكرّرى براى يافتن و اخذ چيزى داشته باشد. آيا اين محاوله- كه در فارسى بهمعناى جستجو كردن و در دنبال بودن و سعى و تلاش كردن است- از نظر لغت، با اراده، يكى است؟ محاوله، بهمعناى سعى و تلاش و دنبال كردن و جستجو كردن است و به اعمال و جوارح انسان، مربوط مىشود و اگر طلب، به اين معنا باشد، چه ارتباطى مىتواند با اراده داشته
[١]- امّا مسأله كلام نفسى، مسألهاى عقلى و فلسفى است و بر محور وجود و عدم يك واقعيت دور مىزند.