اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٠ - ٢- نظريه آيت اللَّه بروجردى رحمه الله
الفاظ است، همانطور كه واقعيت بنّائى، به واقعيت عمل بنّائى است. پس اگر ما گفتيم:
«انشاء، به بعث و تحريك قولى تعلّق مىگيرد» اولين اشكال آن اين است كه بعث و تحريك قولى- مانند بعث و تحريك عملى- يك واقعيت است و مرحوم بروجردى فرمود: امور واقعيه نمىتوانند متعلّق انشاء قرار گيرند. اشكال دوم: با صرفنظر از اشكال اوّل، يك اشكال ديگرى در اينجا مطرح است و آن اين است كه بعث و تحريك قولى بهمعناى بعث و تحريك انشائى است و بعث و تحريك انشائى نمىتواند براى بار دوم، متعلّق انشاء قرار گيرد. مثلًا با انشاء ملكيت، ملكيت- كه يك امر اعتبارى است- تحقق پيدا مىكند ولى نمىتوان ملكيت انشاءشده را- براى بار دوم انشاء كرد. بعث و تحريك قولى بهمعنى بعث و تحريكى است كه با لفظ، انشاء شده است و چيزى كه با لفظ، انشاء شده است، رتبهاش مقدّم بر انشاء است و اگر مُنْشَأ، در رتبه متقدّم، قيد مُنْشَئيت، به همراه داشت، ديگر معقول نيست كه انشاء به آن تعلّق بگيرد. انشاء، به ملكيت و زوجيّت تعلّق مىگيرد. اما ملكيت متحقَّق به انشاء، ديگر نمىتواند متعلّق انشاء دوم قرار گيرد. و اگر شما بگوييد: «انشاء، به بعث و تحريك قولى متعلّق مىشود»، لازمهاش اين است كه ملكيت متحقَّق به انشاء، براى بار دوم، متعلّق انشاء قرار گيرد. احتمال سوم: اگر بگوييد: «انشاء، به مفهوم بعث و تحريك، تعلّق مىگيرد و كارى نداريم كه اين بعث و تحريك وقتى در خارج تحقق پيدا مىكند، گاهى بعث و تحريك عملى و گاهى بعث و تحريك قولى است، تا شما بگوييد: آنچه در خارج، تحقق پيدا مىكند، يك واقعيت است، بلكه انشاء را متوجّه مفهوم و ماهيت بعث و تحريك مىنماييم». مىگوييم: اين حرف تا حدّى قابل قبول است ولى چرا شما اين كار را در مورد اراده انجام نمىدهيد؟ مفهوم و ماهيت اراده نيز غير از مصداق و واقعيت آن- كه صفتى نفسانى است- مىباشد. به عبارت روشنتر: در اراده، دو جهت وجود دارد: يكى مفهوم اراده است، مثل