شرح الهيات شفاء
(١)
فصل اول
٢٣ ص
(٢)
تعريف جوهر و اقسام آن
٢٣ ص
(٣)
محورهاى اصلى بحث
٢٥ ص
(٤)
طرح مسئله
٢٨ ص
(٥)
حمل بالذات و حمل بالعرض
٢٩ ص
(٦)
توضيحى درباره حمل بالذات و اقسام آن
٣٠ ص
(٧)
اثبات وجود جوهر و نيازمندى عرض به آن
٣٢ ص
(٨)
جوهر، قوام بخش عَرَض
٣٢ ص
(٩)
تصوير حلول اعراض در اعراض
٣٣ ص
(١٠)
جايگاه بحث از جواهر و اعراض
٢٦ ص
(١١)
نفسى يا اضافى بودن تقسيم ماهيّت به جوهر و عرض
٣٤ ص
(١٢)
موضوع و محل
٣٦ ص
(١٣)
فرق اصلى ميان موضوع و محلّ
٤٠ ص
(١٤)
اقسام محلّ و انواع حلول
٤١ ص
(١٥)
حلول چند صورت در يك محلّ
٤٢ ص
(١٦)
جوهر بودن صورت و محلّ حقيقى
٤٣ ص
(١٧)
وحدت و بساطت واجب الوجود
٤٤ ص
(١٨)
اقسام جوهر
٤٦ ص
(١٩)
فصل دوم
٤٧ ص
(٢٠)
شناخت جسم و حقيقت ماهيت آن
٤٧ ص
(٢١)
جسم و اجزاء آن مادّه و صورت
٥٠ ص
(٢٢)
تعريف جسم
٥١ ص
(٢٣)
ضرورت اخذ مقومات، در تعريف ماهيت شىء
٥٤ ص
(٢٤)
سطح و تناهىْ مقوّم ماهيت جسم نيستند
٥٥ ص
(٢٥)
لازمه جسميّت داشتن سطوح متعدد نيست
٥٦ ص
(٢٦)
جهت دارى لازمه اجسام تحت فلك
٥٦ ص
(٢٧)
عدم لزوم ابعاد بالفعل براى تحقق جسميّت
٥٨ ص
(٢٨)
مقوّمات و عوارض جسم
٦٠ ص
(٢٩)
توضيحى فزون تر درباره مقوّمات و عوارض جسم
٦١ ص
(٣٠)
طبيعت فلكى عامل ثبات اَعراض در جسم فلك
٦٣ ص
(٣١)
جسم تعليمى
٦٦ ص
(٣٢)
رابطه تخلخل و تكاثفِ جسم با اصل جسميّت
٦٥ ص
(٣٣)
رابطه جسم تعليمى با جسم طبيعى
٦٨ ص
(٣٤)
قسمت پذيرى جسم
٧٠ ص
(٣٥)
رابطه اتصال با جسم طبيعى و جسم تعليمى
٧٢ ص
(٣٦)
تركيب جسم از هيولى و صورت
٧٣ ص
(٣٧)
درآمدى بر برهان وصل و فصل
٧٣ ص
(٣٨)
سرّ انفكاك پذيرى يا انفكاك ناپذيرى اجزاء
٧٨ ص
(٣٩)
ملاك تجزيه ناپذيرى اجسام نشكن
٧٩ ص
(٤٠)
1ـ برهان وصل و فصل
٨٣ ص
(٤١)
اثبات هيولى بر اساس برهان وصل و فصل
٨٦ ص
(٤٢)
انتزاعى بودن مفهوم اتصال و انفصال
٩١ ص
(٤٣)
2ـ برهان قوّه و فعل
٩٣ ص
(٤٤)
خطوط كلى برهان قوه و فعل
٩٥ ص
(٤٥)
مناقشه اى بر برهان قوه و فعل
٩٦ ص
(٤٦)
پاسخ مصنف از مناقشه مذكور
٩٧ ص
(٤٧)
حاصل پاسخ مصنف و توضيح عبارت
٩٧ ص
(٤٨)
اشكال وارد بر برهان قوّه و فعل
٩٩ ص
(٤٩)
نياز صورت جسميه به ماده (توضيح عبارت)
١٠١ ص
(٥٠)
فرق مفهوم مقدار با مفهوم جسم از جهت اعتبارات ماهيت
١٠٧ ص
(٥١)
دليل طرح مطالب فوق در اين بخش
١٠٩ ص
(٥٢)
بررسى
١١٠ ص
(٥٣)
سبب اختلاف اجسام
١١١ ص
(٥٤)
فرق جسم با مقدار
١١٢ ص
(٥٥)
ماهيّت بشرط لائى و لابشرطى جسم
١٠٢ ص
(٥٦)
مقصود از جسميت
١١٥ ص
(٥٧)
بررسى نظر مصنف در فرق ميان جسميّت با مقدار
١١٦ ص
(٥٨)
عدم تحصّل مقدار مطلق
١١٧ ص
(٥٩)
طبيعت متحصّل جسم
١١٩ ص
(٦٠)
توضيحى دوباره درباره فرق ميان جسم و مقدار
١٢١ ص
(٦١)
بساطت و تحصّل صورت جسميّه
١٢٢ ص
(٦٢)
فصل سوم
١٢٥ ص
(٦٣)
جدايى ناپذيرى ماده از صورت
١٢٥ ص
(٦٤)
دليل اوّل براى نياز هيولى به صورت
١٢٧ ص
(٦٥)
دليل دوم نيازمندى هيولى به صورت
١٢٩ ص
(٦٦)
معانى وضع
١٣٠ ص
(٦٧)
حاصل دليل دوّم براى نيازمندى هيولى به صورت
١٣٧ ص
(٦٨)
توضيح برهان دوّم در قالب مثال
١٤٠ ص
(٦٩)
جهت دارى و تحيّز هيولاىِ فاقد صورت (جمع بندى)
١٤٣ ص
(٧٠)
اشكال اختصاصى به فرض ياد شده
١٤٤ ص
(٧١)
اشكال مشترك ديگر
١٤٥ ص
(٧٢)
نگاهى دوباره به نيازمندى هيولى به صورت
١٤٦ ص
(٧٣)
دليل سوّم بر نيازمندى هيولى به صورت
١٤٨ ص
(٧٤)
توضيح متن
١٥٣ ص
(٧٥)
هيولى و پذيرش دو نوع صورت
١٥٥ ص
(٧٦)
محال بودن اتّحاد دو هيولى
١٥٨ ص
(٧٧)
توضيح عبارت و نگاهى دوباره به مطالب
١٦١ ص
(٧٨)
پذيرندگى جسم واحد نسبت به اندازه هاى گوناگون
١٦٥ ص
(٧٩)
نخستين مسئله فرعى
١٦٥ ص
(٨٠)
نظر فلاسفه طبيعى درباره تخلخل و تكاثف
١٦٦ ص
(٨١)
تبيين فلسفى تخلخل و تكاثف در اجسام
١٦٧ ص
(٨٢)
همراه بودن فعل الهى با وساطت استعداد خاصّ
١٧١ ص
(٨٣)
صدور مقدار معيّن از سبب خارجى، نيازمند استعداد خاصّ در مادّه است
١٧٢ ص
(٨٤)
دوّمين مسئله فرعى
١٧٤ ص
(٨٥)
توضيحى فزونتر
١٧٦ ص
(٨٦)
بازگشت به اصل مطلب
١٧٧ ص
(٨٧)
فصل چهارم
١٧٩ ص
(٨٨)
مقدّم بودن صورت بر مادّه از لحاظ مرتبه وجودى
١٧٩ ص
(٨٩)
تقدم رتبى صورت بر مادّه
١٨٤ ص
(٩٠)
نسبت ميان مادّه و صورت
١٨٥ ص
(٩١)
نظريه مختار در باب اضافه
١٨٧ ص
(٩٢)
نحوه تعقّل طرفين اضافه در تلازم وجودى
١٨٧ ص
(٩٣)
اقسام تلازم وجودى
١٨٨ ص
(٩٤)
چگونگى تلازم ميان مادّه و صورت
١٩٠ ص
(٩٥)
دليل تلازم وجودى ميان دو معلولِ يك علّت
١٨٩ ص
(٩٦)
تلازم وجودى ميان اجزاء نظام هستى
١٨٩ ص
(٩٧)
تبيين « فرضهاى قابل تصور» در عبارت متن
١٩٤ ص
(٩٨)
تبيين چگونگى تلازم بين دو معلول
١٩٧ ص
(٩٩)
حاصل سخن در حاشيه مباحث پيشين
١٩٨ ص
(١٠٠)
بررسى عليّت هر يك از مادّه و صورت براى ديگرى
٢٠٠ ص
(١٠١)
نخستين دليل براى عدم صلاحيت مادّه براى وساطت در صدور صورت از علّت
٢٠٠ ص
(١٠٢)
دليل دوم براى عدم صلاحيت مادّه براى وساطت در صدور صورت از علّت
٢٠١ ص
(١٠٣)
بررسى تقدم ذاتى و زمانى علّت
٢٠١ ص
(١٠٤)
اسباب و مسبب هاى مقارن و مفارق
٢٠٢ ص
(١٠٥)
بازگشت به اصل مطلب
٢٠٣ ص
(١٠٦)
دليل سوم بر عدم صلاحيت مادّه براى وساطت در صدور صورت از علّت
٢٠٤ ص
(١٠٧)
سير اجمالى بحث
٢٠٥ ص
(١٠٨)
تقدم رتبى مادّه يا صورت
٢٠٦ ص
(١٠٩)
چگونگى عليّت صورت براى مادّه
٢٠٩ ص
(١١٠)
عليّت صورت براى مادّه، به تنهايى يا با مشاركت امر ديگر
٢١٠ ص
(١١١)
احتياج مادّه و صورت به علّت مفارق
٢١٣ ص
(١١٢)
معاونت صورت براى علّت مفيض در تحصّل و ايجاد مادّه
٢١٣ ص
(١١٣)
بررسى ناسازگارى مشاركت صورت در ايجاد مادّه با قاعده « الواحد»
٢١٤ ص
(١١٤)
دفع دخل مقدّر
٢١٤ ص
(١١٥)
اشكال نخست و پاسخ آن
٢١٥ ص
(١١٦)
چكيده بحث
٢١٧ ص
(١١٧)
بررسى پاسخ مصنف
٢١٨ ص
(١١٨)
وحدت عددى علّت و معلول
٢١٩ ص
(١١٩)
بررسى اشكال دوم و پاسخ آن
٢٢٠ ص
(١٢٠)
عليّتِ صور ملازم و مفارق نسبت به مادّه
٢٢١ ص
(١٢١)
بررسى انگاره عليّت مادّه براى صور لازم و غير مفارق
٢٢٣ ص
(١٢٢)
آيا فرض اينكه مادّه چيزى را ايجاد كند و خود، آن را بپذيرد صحيح است؟
٢٢٤ ص
(١٢٣)
عليت و تقدم صورت مقارن و مفارق، نسبت به مادّه
٢٢٥ ص
(١٢٤)
تأكيد بر نفى عليّت هيولى نسبت به صورت
٢٢٧ ص
(١٢٥)
معلوليت مادّه ثانيه نسبت به صور نوعيه
٢٢٨ ص
(١٢٦)
فصل اول
٢٣١ ص
(١٢٧)
بحث درباره مقولات نه گانه و عرَضيت آنها
٢٣١ ص
(١٢٨)
مرورى بر مباحث گذشته
٢٣٤ ص
(١٢٩)
بحثى پيرامون اعراض
٢٣٦ ص
(١٣٠)
مقوله كم و كيف
٢٣٧ ص
(١٣١)
عرضيّت مقوله اضافه و مقولات نسبى
٢٣٩ ص
(١٣٢)
جوهريت كم متصل و كيف در نظر برخى از مردم
٢٤١ ص
(١٣٣)
نظريه اصحاب كمون
٢٤٢ ص
(١٣٤)
دانش طبيعى بهترين جاى پرداختن به بحث جوهريت كيف
٢٤٣ ص
(١٣٥)
انگاره جوهريت كمّ
٢٤٣ ص
(١٣٦)
استدلال بر اصل و مبدء بودن واحد
٢٤٦ ص
(١٣٧)
نظريه اصحاب عدد
٢٤٥ ص
(١٣٨)
اثبات عرضيّت كمّ و پاسخ به شبهات
٢٤٩ ص
(١٣٩)
فصل دوم
٢٥٣ ص
(١٤٠)
بحث درباره واحد
٢٥٣ ص
(١٤١)
وحدت و اقسام آن
٢٥٥ ص
(١٤٢)
معانى واحد و اقسام آن
٢٥٧ ص
(١٤٣)
ديدگاه مصنف درباره كثرت
٢٥٨ ص
(١٤٤)
بررسى ديدگاه مصنف
٢٥٩ ص
(١٤٥)
حقيقت وحدت چيست؟
٢٥٩ ص
(١٤٦)
صدق تشكيكى مفهوم وحدت
٢٦٠ ص
(١٤٧)
اقسام واحد
٢٦٠ ص
(١٤٨)
بررسى اقسام وحدت حقيقى و بالذات
٢٦٢ ص
(١٤٩)
فرق ميان وحدت بالاتصال با وحدت بالتّماس
٢٦٤ ص
(١٥٠)
اقسام واحد بالجنس
٢٦٤ ص
(١٥١)
اقسام وحدت بالنوع
٢٦٥ ص
(١٥٢)
تصوير كثرت بالفعل در « وحدت بالجنس»
٢٦٦ ص
(١٥٣)
تصوير كثرت عددى در « واحد بالنوع»
٢٦٦ ص
(١٥٤)
وحدت حقيقى و كثرت بالقوه
٢٦٨ ص
(١٥٥)
وحدتى كه بالفعل داراى كثرت است
٢٦٨ ص
(١٥٦)
شباهت واحد بالتماس با متصل حقيقى
٢٦٩ ص
(١٥٧)
اقسام التحام
٢٧٠ ص
(١٥٨)
وحدت اتصاليه و وحدت اجتماعيه
٢٧١ ص
(١٥٩)
اقسام واحد بالعدد
٢٦٧ ص
(١٦٠)
تقسيم ديگر
٢٧٣ ص
(١٦١)
وحدت و كثرت در « واحد بالعدد»
٢٧٤ ص
(١٦٢)
1ـ وصفِ وحدت در طبيعتى كه داراى وضع است
٢٧٥ ص
(١٦٣)
2ـ وصفِ وحدت در طبيعتى كه ذو وضع نيست
٢٧٦ ص
(١٦٤)
وحدتى كه وصف نيست بلكه طبيعتش عين وحدت است
٢٧٦ ص
(١٦٥)
يادكردى دوباره از اقسام واحد بالعدد
٢٧٧ ص
(١٦٦)
تكثّر در ماهيّت واحد بالعدد كه خود اقتضاى انقسام ندارد
٢٧٧ ص
(١٦٧)
طبيعت واحد بالعدد و عدم اقتضاى كثرت در آن
٢٧٨ ص
(١٦٨)
واحدى كه مبدء عدد و عين وحدت است
٢٧٩ ص
(١٦٩)
مقدار يا طبيعتى كه آمادگى اتصاف به كثرت بعد از وحدت را دارد
٢٨٠ ص
(١٧٠)
يادكردى از تقسيم پيشين
٢٨١ ص
(١٧١)
چگونگى تكثّر اجسام عنصرى
٢٨١ ص
(١٧٢)
تقسيم واحد به واحد تامّ و واحد ناقص
٢٨٣ ص
(١٧٣)
تقسيم ديگرى براى وحدت اتصاليه
٢٧٢ ص
(١٧٤)
اقسام وحدت بالتمام
٢٨٤ ص
(١٧٥)
معيار تحقّق « واحد بالتمام»
٢٨٥ ص
(١٧٦)
وحدت بالمساواة
٢٨٦ ص
(١٧٧)
بررسى معيار وحدت در كثيرهاى بالعدد
٢٨٨ ص
(١٧٨)
نسبت وجود و وحدت از نظر مفهوم و مصداق
٢٩٠ ص
(١٧٩)
بررسى جايگاه مفهومى وحدت
٢٩٠ ص
(١٨٠)
حقيقت وحدت و كثرت
٢٩٥ ص
(١٨١)
بداهت مفهوم وحدت و كثرت و فرق ميان آن دو
٢٩٨ ص
(١٨٢)
دورى بودن تعاريف وحدت و كثرت
٣٠٠ ص
(١٨٣)
اعرف بودن كثرت نزد خيال و اعرف بودن وحدت نزد عقل
٣٠١ ص
(١٨٤)
تعريف شگفت انگيز عدد!
٣٠٣ ص
(١٨٥)
مقايسه مفهوم كثرت و عدد
٣٠٤ ص
(١٨٦)
چاره انديشى نافرجام براى اشكال « دور» در تعريف عدد
٣٠٥ ص
(١٨٧)
بررسى عَرَضيت و جوهريّت وحدت
٣٠٧ ص
(١٨٨)
حقيقت وحدت و كثرت از ديدگاه مصنف
٣١٠ ص
(١٨٩)
نظريه مختار در حقيقت وحدت و كثرت
٣١٠ ص
(١٩٠)
استدلال مصنف بر عرضيت « وحدت»
٣١١ ص
(١٩١)
آيا وصف « وحدت» مى تواند مستقلّ از موصوف خود تحقق يابد؟
٣١٢ ص
(١٩٢)
بيان عَرَضيّتِ « وحدت»
٣١٣ ص
(١٩٣)
ديدگاه صدرالمتألهين درباره معيار اندراج يك ماهيّت تحت مقولات
٣١٤ ص
(١٩٤)
ديدگاه مصنف درباره صدق مفهوم عَرَض بر ماهيّت وحدت و نقطه
٣١٥ ص
(١٩٥)
عدم جوهريت وحدت و عدم حلول آن در جوهر
٣١٥ ص
(١٩٦)
توضيح بيان مصنّف
٣١٨ ص
(١٩٧)
انگاره جدايى ناپذيرى « وحدت» از « وجود»
٣٢٢ ص
(١٩٨)
كاربرد مفهوم وحدت در مورد جوهر و عرض
٣٢٤ ص
(١٩٩)
اشكال التزام به دو نوع وحدت
٣٢٥ ص
(٢٠٠)
امكان عروض عَرَض بر جوهر و عدم امكان عروض جوهر بر عرض
٣٢٦ ص
(٢٠١)
فرض ذاتى بودن معناى عام وحدت
٣٢٧ ص
(٢٠٢)
نادرستى اين فرض
٣٢٨ ص
(٢٠٣)
فصل چهارم
٣٣١ ص
(٢٠٤)
درباره عرض بودن مقادير
٣٣١ ص
(٢٠٥)
مقدّمه
٣٣٣ ص
(٢٠٦)
توضيح چند اصطلاح
٣٣٣ ص
(٢٠٧)
اثبات عَرَضيت كلّ مقادير
٣٣٦ ص
(٢٠٨)
رأى صدرالمتألهين درباره مقادير
٣٣٧ ص
(٢٠٩)
بررسى اقوال در مسئله
٣٣٨ ص
(٢١٠)
استدلال بر عَرَضيتِ مقادير
٣٣٨ ص
(٢١١)
رابطه جسم تعليمى با مقدار
٣٤٠ ص
(٢١٢)
ديدگاه مشائيان درباره زمان و جدايى ناپذيرى آن از مسافت
٣٤١ ص
(٢١٣)
اعتبارات چهارگانه درباره سطح
٣٤٣ ص
(٢١٤)
بررسى اعتبارات چهارگانه درباره سطح
٣٤٥ ص
(٢١٥)
بيان نكته اى از طبيعيات
٣٤٦ ص
(٢١٦)
عرض بودن سطح به دليل مقدار بودن آن
٣٤٧ ص
(٢١٧)
يكى از دلايل عرض بودن سطح
٣٥٠ ص
(٢١٨)
از بين رفتن سطح جسم به واسطه اختلاف اشكال
٣٥١ ص
(٢١٩)
توضيحى فزونتر درباره عَرَضيّت سطح
٣٥٢ ص
(٢٢٠)
عدم انفكاك سطح از مادّه در خارج
٣٥٥ ص
(٢٢١)
انفكاكِ سطح و خط از جسم در توهّم
٣٥٥ ص
(٢٢٢)
دو معنا براى مفارقت
٣٥٦ ص
(٢٢٣)
بطلان تصوّر انفكاك « بشرط لائى» در مورد سطح و خط و نقطه
٣٥٧ ص
(٢٢٤)
آيا نقطه با حركت خود، خط را رسم مى كند؟
٣٦٠ ص
(٢٢٥)
فرآيند پيدايش نقطه بر روى سطح
٣٦١ ص
(٢٢٦)
فرايند ترسيم خط، سطح و حجم
٣٦٢ ص
(٢٢٧)
چرا نقطه متحرك نمى تواند راسم خط باشد؟
٣٦٣ ص
(٢٢٨)
كاوشى نو درباره حقيقت زاويه
٣٦٥ ص
(٢٢٩)
پيامدهاى هر يك از دو معنا براى زاويه
٣٦٨ ص
(٢٣٠)
فصل سوم
٢٩٣ ص
(٢٣١)
در مورد حقيقت واحد و كثير و اثبات عرض بودن عدد
٢٩٣ ص
(٢٣٢)
اثبات « ماى حقيقيه» مقادير
٣٧٠ ص
(٢٣٣)
حقيقت و اقسام زاويه
٣٧١ ص
(٢٣٤)
نظرات گوناگون درباره زاويه
٣٧١ ص
(٢٣٥)
چگونگى ترسيم سطح، حجم و زاويه
٣٧٣ ص
(٢٣٦)
انتقاد مصنف بر اين نظريه
٣٧٤ ص
(٢٣٧)
بررسى مقدار بى قرار
٣٧٦ ص
(٢٣٨)
زمان
٣٧٦ ص
(٢٣٩)
ديدگاه مصنف درباره حقيقت زاويه
٣٧٢ ص
(٢٤٠)
بررسى كمّيات متصله پندارى
٣٧٧ ص
(٢٤١)
مكان
٣٧٧ ص
(٢٤٢)
ثقل و خفّت (سنگينى و سبكى)
٣٧٨ ص
(٢٤٣)
معادله زمان و مساحت
٣٨٠ ص
(٢٤٤)
تجزيه اى كه عارض سبكى و سنگينى مى شود
٣٨١ ص
(٢٤٥)
همانندى حرارت و ثقل در حكم
٣٨١ ص
(٢٤٦)
« صِغَر و كِبَر» از مقوله اضافه است
٣٨٢ ص
(٢٤٧)
فصل پنجم
٣٨٣ ص
(٢٤٨)
پژوهشى پيرامون ماهيت عدد و تعيين انواع آن
٣٨٣ ص
(٢٤٩)
نوعيّت هر يك از مراتب عدد
٣٨٧ ص
(٢٥٠)
اثبات وجود خارجى براى عدد
٣٨٨ ص
(٢٥١)
بررسى ديدگاه مصنف درباره وجود خارجى عدد
٣٨٩ ص
(٢٥٢)
چگونگى اختصاص وجود اعداد به ذهن
٣٨٩ ص
(٢٥٣)
ويژگى هاى هر مرتبه اى از عدد
٣٩٠ ص
(٢٥٤)
حقيقت عينى هر يك از مراتب عدد
٣٩٤ ص
(٢٥٥)
حدّ و تعريف عدد
٣٩٧ ص
(٢٥٦)
بررسى فرض هاى نادرست در تعريف عدد
٣٩٧ ص
(٢٥٧)
1ـ حمل دو محمول متخالف به عنوان تعريف
٣٩٧ ص
(٢٥٨)
2ـ حمل دو مفهوم متحد به عنوان تعريف
٣٩٨ ص
(٢٥٩)
3ـ حمل مفهومى كه مقارن دارد در تعريف
٣٩٩ ص
(٢٦٠)
4ـ حمل مفهوم مزبور با فرض مقارنت موصوف
٣٩٩ ص
(٢٦١)
پاسخى اجمالى از چيستى « عشره»
٣٩٩ ص
(٢٦٢)
عدد را چگونه مى توان تعريف كرد؟
٤٠٠ ص
(٢٦٣)
اشكالاتى كه بر تعريف عدد به اجزاء تشكيل دهنده آن وارد مى شود
٤٠٢ ص
(٢٦٤)
رسم عدد نه تعريف حقيقى آن!
٤٠٣ ص
(٢٦٥)
بحثى درباره « اثنوّة»
٤٠٥ ص
(٢٦٦)
توضيحى درباره حقيقتِ اثنينيّت
٤٠٧ ص
(٢٦٧)
تقسيمات اعداد حقيقى
٤٠٨ ص
(٢٦٨)
بررسى ادلّه كسانى كه « دو» را عدد نمى دانند
٤٠٩ ص
(٢٦٩)
توجيه و تفسير يك جمله از عبارت متن
٤١٢ ص
(٢٧٠)
كوچكترين و بزرگترين عدد
٤١٢ ص
(٢٧١)
اشكال اجتماع دو وصف متضادّ در عدد " دو"
٤١٣ ص
(٢٧٢)
پاسخ كثرت دو معنا دارد
٤١٣ ص
(٢٧٣)
« دو» يا كوچكترين عدد
٤١٦ ص
(٢٧٤)
معانى كثرت
٤١٩ ص
(٢٧٥)
نفى رابطه تضادّ ميان وحدت و كثرت
٤٢٠ ص
(٢٧٦)
فصل ششم
٤٢١ ص
(٢٧٧)
تقابل واحد و كثير
٤٢١ ص
(٢٧٨)
تقابل حقيقى در فلسفه
٤٢٣ ص
(٢٧٩)
اثبات تضادّ ميان وحدت و كثرت
٤٢٥ ص
(٢٨٠)
توضيح اشكال بر استدلال پيشين
٤٢٦ ص
(٢٨١)
پاسخ مصنف به اشكال مزبور
٤٢٨ ص
(٢٨٢)
اقسام تقابل در فلسفه
٤٢٤ ص
(٢٨٣)
جايگاه واحد و كثير در اقسام تقابل
٤٢٤ ص
(٢٨٤)
چند نكته
٤٣٠ ص
(٢٨٥)
چكيده پاسخ مصنف از اشكال
٤٣١ ص
(٢٨٦)
تأكيد بر لزوم وحدت شخصى در موضوع ضدّين
٤٣٣ ص
(٢٨٧)
بررسى فرض تقابل عدم و ملكه ميان وحدت و كثرت
٤٣٤ ص
(٢٨٨)
دو وجه در ترسيم رابطه وحدت و كثرت به صورت عدم و ملكه
٤٣٥ ص
(٢٨٩)
ديدگاه فلاسفه پيشين درباره تقابل وحدت و كثرت
٤٣٦ ص
(٢٩٠)
شرط اساسى تضاد
٤٣٢ ص
(٢٩١)
نقد ديدگاه مزبور
٤٣٧ ص
(٢٩٢)
بررسى فرض تناقض در وحدت و كثرت
٤٣٨ ص
(٢٩٣)
تضايف بالعرض ميان وحدت و كثرت
٤٤١ ص
(٢٩٤)
بررسى فرض تقابل تضايف
٤٤٠ ص
(٢٩٥)
تحقّق بالغير و تحقّق بالقياس الى الغير
٤٤١ ص
(٢٩٦)
تقابل مكيال و مكيل در مورد وحدت و كثرت
٤٤٥ ص
(٢٩٧)
شرط نخست براى تعيين مكيالْ هم جنس بودن آن با مكيل است
٤٤٥ ص
(٢٩٨)
مقياس قرار دادن كوچكترين جزء هر امتداد
٤٤٧ ص
(٢٩٩)
معيارها براى گزينش واحد در اندازه گيرى
٤٤٧ ص
(٣٠٠)
شرط دوّم مكيال، اظهريت و قابليت دسترسى است
٤٤٨ ص
(٣٠١)
حركت فلك، مقياس حركات
٤٤٩ ص
(٣٠٢)
واحد اندازه گيرى حركت
٤٥٠ ص
(٣٠٣)
واحد اندازه گيرى وزن
٤٥٢ ص
(٣٠٤)
واحد اندازه گيرىِ ابعاد در موسيقى
٤٥٢ ص
(٣٠٥)
مقياس سنجش يك جنس، ضرورتاً مقياس همه انواع آن نيست
٤٥٤ ص
(٣٠٦)
عدم محدوديت مكيال و مكيل
٤٥٦ ص
(٣٠٧)
تناسب مكيال و مكيل
٤٥٦ ص
(٣٠٨)
بررسى جايگاه " مساوى" در تقابل ميان اكبر و اصغر
٤٥٨ ص
(٣٠٩)
پاسخ مخدوش از اشكال فوق
٤٦٠ ص
(٣١٠)
نقد مصنف بر پاسخ فوق
٤٦١ ص
(٣١١)
رابطه تضايف ميان اعظم و اصغر؛ و ميان مساوى و مساوى
٤٦٢ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص

شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٣ - بررسى اقسام وحدت حقيقى و بالذات

اينجا كثير است. دو نوع مستقلّ از آن رو كه دو نوع اند و دو ماهيّت تام دارند، وحدتى نخواهند داشت. امّا به لحاظ اينكه يك جنس مشتركى بين آن دو مى باشد، آن دو را واحد مى انگاريم. وحدت، حقيقتاً از آنِ جنس است نه از آنِ نوع. در نتيجه، اگر نوع متصف به وحدت گردد، اتصافش بالعرض است.

   همين نكته موجب آن شده كه صدرالمتألهين در كلام ايشان مناقشه نمايد.[١]

   به نظر ايشان، تعبيرات شيخ موهم آن است كه بين واحد جنسى و واحد بالجنس و نيز بين واحد نوعى و واحد بالنوع خلط شده است. اوصافى كه براى واحد بالذّات بيان مى شود، در واقع از آنِ واحد جنسى و واحد نوعى است. نه از آن واحد بالجنس و واحد بالنوع.

   اقسام واحد بالذات: به هر حال، به نظر شيخ آن واحدى كه وحدتش بالذات است، در مقابل وحدت بالعرض (كه شرح حالش گذشت) داراى اقسامى است. از جمله: واحد بالجنس، واحد بالنوع، و واحد بالمناسبه، و واحد بالموضوع و واحد بالعدد.[٢]

   امّا واحد بالنوع با واحد بالفصل يكى هستند. زيرا، قوام نوع به فصل است. از اين رو، مصنف نيز واحد بالفصل را به عنوان يك قسم مستقلّ ذكر نكرده است. زيرا واحد بالفصل همان واحد بالنوع است.

واحد بالمناسبة: واحد بالمناسبة در جايى است كه بين دو شىء نسبت واحدى برقرار شود. هر گاه اضافه واحدى بين دو شىء برقرار شود به اعتبار وحدت اضافه، واحد بالمناسبة گفته مى شود. واحد بالموضوع، آن است كه دو عرض، موضوع واحدى داشته باشند.

اقسام واحد بالعدد: واحد بالعدد را جناب شيخ به دو قسم تقسيم مى كند: الف ـ واحد بالاتصال؛ ب ـ واحد بالتّماسّ.


[١] ر.ك: تعليقه صدرالمتألهين بر شفاء، ص ٩٤ ـ ١٠٠. [٢] مصنف، همه اين اصطلاحات را: واحد بالجنس، بالنوع، بالمناسبة، بالموضوع را در مورد واحد بالذات و واحد حقيقى به كار مى برد و از اقسام آن مى شمارد. در حالى كه اين اصطلاحات معمولا در مورد وحدت بالعرض به كار مى رود. مگر اينكه بگوييم مراد شيخ وحدت الجنس و وحدت النوع و وحدت النسبة و امثال اينها بوده است. و اين خارج از اصطلاح رايج و معروف است. ‌‌