شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٣ - بررسى اقسام وحدت حقيقى و بالذات
اينجا كثير است. دو نوع مستقلّ از آن رو كه دو نوع اند و دو ماهيّت تام دارند، وحدتى نخواهند داشت. امّا به لحاظ اينكه يك جنس مشتركى بين آن دو مى باشد، آن دو را واحد مى انگاريم. وحدت، حقيقتاً از آنِ جنس است نه از آنِ نوع. در نتيجه، اگر نوع متصف به وحدت گردد، اتصافش بالعرض است.
همين نكته موجب آن شده كه صدرالمتألهين در كلام ايشان مناقشه نمايد.[١]
به نظر ايشان، تعبيرات شيخ موهم آن است كه بين واحد جنسى و واحد بالجنس و نيز بين واحد نوعى و واحد بالنوع خلط شده است. اوصافى كه براى واحد بالذّات بيان مى شود، در واقع از آنِ واحد جنسى و واحد نوعى است. نه از آن واحد بالجنس و واحد بالنوع.
اقسام واحد بالذات: به هر حال، به نظر شيخ آن واحدى كه وحدتش بالذات است، در مقابل وحدت بالعرض (كه شرح حالش گذشت) داراى اقسامى است. از جمله: واحد بالجنس، واحد بالنوع، و واحد بالمناسبه، و واحد بالموضوع و واحد بالعدد.[٢]
امّا واحد بالنوع با واحد بالفصل يكى هستند. زيرا، قوام نوع به فصل است. از اين رو، مصنف نيز واحد بالفصل را به عنوان يك قسم مستقلّ ذكر نكرده است. زيرا واحد بالفصل همان واحد بالنوع است.
واحد بالمناسبة: واحد بالمناسبة در جايى است كه بين دو شىء نسبت واحدى برقرار شود. هر گاه اضافه واحدى بين دو شىء برقرار شود به اعتبار وحدت اضافه، واحد بالمناسبة گفته مى شود. واحد بالموضوع، آن است كه دو عرض، موضوع واحدى داشته باشند.
اقسام واحد بالعدد: واحد بالعدد را جناب شيخ به دو قسم تقسيم مى كند: الف ـ واحد بالاتصال؛ ب ـ واحد بالتّماسّ.
[١] ر.ك: تعليقه صدرالمتألهين بر شفاء، ص ٩٤ ـ ١٠٠. [٢] مصنف، همه اين اصطلاحات را: واحد بالجنس، بالنوع، بالمناسبة، بالموضوع را در مورد واحد بالذات و واحد حقيقى به كار مى برد و از اقسام آن مى شمارد. در حالى كه اين اصطلاحات معمولا در مورد وحدت بالعرض به كار مى رود. مگر اينكه بگوييم مراد شيخ وحدت الجنس و وحدت النوع و وحدت النسبة و امثال اينها بوده است. و اين خارج از اصطلاح رايج و معروف است.