شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٤ - توضيح عبارت و نگاهى دوباره به مطالب
استعداد خاصّ است. يعنى سبب خارجى، مقدار مشخصى را به واسطه يك امر ديگرى كه داخلى است (استعداد خاصّ درون جسم) به جسم مى بخشد. و بدين ترتيب موجب تعيّن مقدارى خاص در جسم مى گردد. در اين صورت، حكمش با حكم قسم نخستين، يكى خواهد بود.
در چنين فرضى كه سبب خارجى به واسطه يك امر داخلى كار كند با آنجائيكه سبب داخلى، خود، موجب تعيّن مقدارى خاصّ شود از جهت حكم يكسان بوده، با يكديگر فرقى نخواهند داشت. بازگشت اين فرض به آن است كه اجسام به خاطر اختلاف احوال خود، مقادير گوناگونى را مى پذيرند. و آن حالات گوناگون در اثر اين است كه صور مختلفى در جسم حلول مى كند و در اثر تغيير حالات، مقدار آن نيز تغيير مى يابد.
٢ـ سببيّت آن امر خارجى، بدون واسطه است. يعنى آن سبب خارجى، در اين فرض بدون وساطت يك امر داخلى، و به صورت مباشر، علّت پيدايش يك مقدار خاص براى جسم مى شود. و چنين فرضى، لازمه اش آن است كه نياز اجسام به كميّت مساوى باشد و حجم آنها نيز برابر گردد. زيرا، آن عامل خارجى كه بخشنده مقدار است، اقتضاى خاصّى ندارد. آن، همان عقل مجرّد است كه همه صور و اعراض و همه وجودهاى مربوط به جهانِ مادون عالم عقول را افاضه مى كند. و هيچگونه اقتضايى براى مقدار خاصّ ندارد. اگر مقدار خاصّى را اقتضا كند، ديگر هرگز نمى تواند مقدار بيشتر يا كمترى را اعطا كند.
بنابراين، آن عامل خارجى، خود، اقتضاى مقدار معيّنى را ندارد. چنانكه مادّه و صورت نيز اقتضاى مقدار معينى را ندارند. از اين رو، تعيّن مقدار خاص، منشأ و سببى نمى يابد. در نتيجه، بر اساس اين فرض بايد همه اجسام از نظر حجم مساوى باشند.
دليل اينكه عامل خارجى نمى تواند اندازه حجم را معيّن كند آن است كه هيچگونه اقتضايى براى تعيين مقدار در آن وجود ندارد. وگرنه مستلزم آن خواهد بود كه همه اجسام، اندازه اى يكسان داشته باشند. زيرا، اگر حجم معيّنى را اقتضا داشته باشد؛ همواره بايد همان حجم معيّن را اعطا نمايد و در نتيجه، همه اجسام بايد حجمشان يكى باشد.